. جمعه ۱۴ بهمن ۱۴۰۱

>
کد خبر: 16479 تاریخ انتشار : سه شنبه 6 مهر 1395 | 08:02 ق.ظ

جازموریان بیمار این روزها ملاقاتی ندارد

به گزارش سایت کنارصندل, روزگاری نه چندان دور، اگر قصد توصیف پهن ترین هامون دیارمان را داشتیم، نیاز به تامل و سردرگمی نبود، قلم که برمیداشتی ناخود آگاه گنجینه ی لغات نابترین واژگان خود را برای به تصویر کشیدن زیباییهای هامون هدیه میکرد، اما اکنون… نمیدانم آیا این روزها با جازموریان رنجور و بیمار ملاقاتی […]

به گزارش سایت کنارصندل, روزگاری نه چندان دور، اگر قصد توصیف پهن ترین هامون دیارمان را داشتیم، نیاز به تامل و سردرگمی نبود، قلم که برمیداشتی ناخود آگاه گنجینه ی لغات نابترین واژگان خود را برای به تصویر کشیدن زیباییهای هامون هدیه میکرد، اما اکنون…

نمیدانم آیا این روزها با جازموریان رنجور و بیمار ملاقاتی داشته اید؟
اگر این روزها به مهمانی اش بروید، غربت را از گوشه گوشه های وسعتش حس میکنید.
دیگر با آن میزبان مهمان نواز و سبز روبرو نخواهید شد، دیگر از قطرات آب جاری بر پهنه اش خبری نیست، از نخل ها و گلبرگهای باشکوه ایستاده در خاک، از گونه های نادر که برای رسیدن به طبیعت بکر جاز، عالم را زیر پا نهادند، از خاک غنی و استوار در برابر طوفانهای یغماگر، از تلالو انوار خورشید در هوای پاک جز خاطره ای تلخ نمانده است.

از آن هنگام که بر سر راه یار باوفای قدیمی اش هلیل رود،سدها قد علم کردند، از آن هنگام که راه یار دیرینه اش به بیراهه افتاد، بر قلب مهربان زمینش ترک هایی نقش بست، این روزها چشمان مردمان سرزمین جاز، نظاره گر حضور مهمانان ناخوانده از جنس غبار بر فضای آسمانش است، مهمانان بیگانه که برای جاز تشنه سوغاتی جز تیرگی و تنگی نفس به همراه نداشته اند.
مهمانان غریبه که برابر بخشش های بی دریغ آسمان جاز، صف نموده اند تا مانع ریزش پاک ترین نعمت خدا بر لبهای خشکیده ی زمین شوند.

حال زار مردمانش بهتر از خود جازموریان نیست.از حال خسته ی پدربزرگ پیر می گویم که این روزها با عصای چوبی اش کنجی به خلوت نشسته و نگاهش را به زمین خشک و نخلستانهای بی جان دوخته است و آرام خاطرات سرسبز گذشته را مرور میکند.
از دستان پینه بسته ی مردان عرصه های کشت و زرع، که روز را در پی کسب روزی پاک به شب میسپارند، وقتی از احوالشان جویا شوی، سفره دلشان که جز رنج و نومیدی نیست برایت پهن میکنند.

اگر از برابر شدن آب و طلا در آینده ای نه چندان دور سخن به میان رفته، باید معترف بود اینجا پیداست. نقاطی که یک ظرف آب برای زدودن گرد و خاک از سر و روی کودکان حکم طلا دارد، انگار این آینده ی تلخ برای آنها با سبقت تمام به زمان حال رسیده است.

حق کودکان پاک دیار ما استشمام هوای غبارآلود نیست، گنج داشتن آب پاک سهم طفلان معصوم ماست، زیبا نیست هنگام پرسش از بزرگترین آرزوی یک کودک ۸ساله، شنیدن داشتن آبی پاک در کاشانه اش.

پروردگارمان در کلام وحی چه زیبا فرمود: « و جعلنا من الماء کل شی حی» « هر چیز زنده ای را از آب بیرون آوردیم»

و اکنون باید جازموریان تشنه را دریابیم چرا که هنوز زنده است،نفس میکشد،پس حیات را از او مگیرید…

نوشته از: سحر عبدالهی

img-20160927-wa0019

نظرات بینندگان:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × چهار =