. شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱

>
کد خبر: 24009 تاریخ انتشار : دوشنبه 28 فروردین 1396 | 15:02 ب.ظ

در گفتگو با فریبا عادلی نویسنده جیرفتی:

جنوب کرمان استعدادهای کشف نشده ای در همه ی زمینه ها به ویژه داستان نویسی دارد

به گزارش کنارصندل ، جنوب کرمان سرزمین مردمانی خونگرم ، مهمان نواز و هنرمند است. این مردم پیشینه ای به بلندای تمدن هلیل دارند و هنرمندانی بوده اند و هستند که امروز توانمندی های آنان در همه زمینه ها بخصوص نویسندگی مشهود است. در همین رابطه گفتگویی کوتاه با فریبا عادلی بانوی نویسنده جیرفتی داشته ایم […]

به گزارش کنارصندل ، جنوب کرمان سرزمین مردمانی خونگرم ، مهمان نواز و هنرمند است.

این مردم پیشینه ای به بلندای تمدن هلیل دارند و هنرمندانی بوده اند و هستند که امروز توانمندی های آنان در همه زمینه ها بخصوص نویسندگی مشهود است.

در همین رابطه گفتگویی کوتاه با فریبا عادلی بانوی نویسنده جیرفتی داشته ایم که در ادامه می آید…

 

 

در ابتدا مختصری از خودتان بگویید ؟

فریبا عادلی هستم نویسنده و شاعر بیشتر از نوع طنزپردازش که بیشتر هم طنز سیاسی می نویسم

 

از آرزوهایتان در عرصه داستان و شعر برایمان بگویید

تنها آرزوی من اینه که ماندگار بشم، دوست دارم بعد از مردنم آثارم عمومیت پیدا کنه و همه منو بشناسند مثل فروغ،  مثل صادق هدایت

 

آخرین کتابی که خواندید ؟ بهترین نویسنده از نظر شما ؟

 

آخرین کتابی که خواندم همین چند روز پیش بود با نام لولیتا از ولادیمیر ناباکوف نویسنده ی مشهور روسی،،، بهترین نویسنده از نظر من آلبرکامو که ارتباط شدیدی با داستانهاش برقرار کرده ام

 

اولین شعری که‌ گفتید یادتان است ‌و برای چه کسی بود ؟

اولین شعری که گفتم یه مثنوی بود در مورد معلم که برای شرکت در مسابقه ی معلم فرستاده بودم و بواسطه ی همان شعر من دعوت به انجمن شعر بوسیله ی استاد عزیزم آقای طهماسب بدرود شدم و بعد از آن دعوت به انجمن داستان توسط آقای حسین کرد شدم و الان اینجا در خدمت شما هستم

 

دنیا را چگونه می بینید ؟

از دید خیلی از هنرمندان دنیا خیلی زیباست اما از دید من دنیا بوی بد دهان یه آدم کثیفه که سخت آزاردهنده ست،،، واقعا از دنیایی که برای خودم ساختم خسته شدم، دنیا به من بارها سیلی زده بارها کتکم زده بارها اشکمو درآورده بارها تحقیرم کرده ، دنیا برای فریبا عادلی غیرقابل تحمله

 

اسم یک داستان خوب ایرانی و خارجی را نام ببرید که در آن اصول یک داستان رعایت شده ؟

داستان انتری که لوطی اش مرده بود صادق چوبک را چندبار خواندم از نظر من چوبک در این داستان چارچوب تفکراتش را با قواعد یک داستان کوتاه قشنگ در هم آمیخته و شسته و رفته داستانی را نوشته، داستان های خارجی هم مخصوصا روسی ها از نظر من با تفکراتی که من دارم جورند

 

کتابی در دست نوشتن دارید ؟

کتاب نامه های اکبر سبیل به…….  که نامه های طنز امیزی هستند و در راستای احیای دوباره ی نامه نوشتن  بین مردم نوشته شده را در دست چاپ دارم.

در مورد کتابی که چاپ کردید برایمان بگوئید ؟کتاب خفتوک.

 و چرا خفتوک؟

کتابم  شامل یه سری از خوابهای خودم و اطرافیانم هست که طی سالها تدوین و جمع آوری شده و هر کدومشون دارای یک نکته ی قابل تامل هست. و اینکه چرا خفتوک بخاطر اینکه رابطه ی معنایی بین خوابیدن یا همان خفتن با کلمه ی خفتوک هست و باید بگویم که اسم این کتاب پیشنهاد آقای کیوان براهام عزیز از نویسندگان بسیار قوی قلم شهرستان هستند و جا دارد از ایشان تشکر ویژه شود.

 

اگر در یک کلام بخواهی طنز را برایمان بیان کنی ، چه خواهی گفت؟

طنز کپسول ژلوفنی ست که باید آن را بخورم تا دردهای روحی ام آرام شود،،، در این دوره از زندگی ام که افسردگی محض من را در آغوش کشیده اگر طنز نباشد صد در صد جایم تیمارستان خواهد بود

 

وضعیت داستان نویسی جنوب کرمان و به طور کلی کشور را چگونه می بینید ؟

جنوب وحشتناک استعدادهای کشف نشده ای در همه ی زمینه ها به ویژه داستان نویسی دارد فقط باید شارژ شوند. داستان نویسان ایرانی باید محدودیت زبان نداشته باشند باید رقص قلم را بدون ترس بر کاغذهای مچاله شان به اجرا درآورند

 

چندتا کلمه ؟ در مورد هرکدام جمله ای کوتاه بگویید :

 

مادر:گریه های پشت سر هم

وطن:در راهش دوست دارم شهید شوم

دوست: شیما خواهرم

سال ۱۳۹۶:سالی که یا باید به هدفم برسم یا به پدرم در آن دنیا ملحق شوم چون واقعا خسته شدم

 

شما بعنوان مسئول انجمن داستان جیرفت هستید

از انجمن برایمان بگویید ؟ مشکلات و توانمندی ها

انجمن جیرفت در یک کلام فقط نیازمند حمایت است مشکلات زیاد دارد استعدادهای اعضا هم زیاد است فقط حمایت لازم دارد

 

تقدیر و تشکر فقط از یک نفر

از آقای سید حسین طیبی عزیز معاون مالی اداره ی ارشاد  که واقعا روحیه ی باز و خندانشون هنرمندان را امیدوار میکند

 

وضعیت مطالعه شما چگونه است ؟ چه توصیه ای به جوانان دارید

 

من و حشتناک کتاب میخونم و دچار یک نوع خود آزاری در کتاب خواندن شدم اگه یک روز کتاب نخونم خودم را تنبیه میکنم مثلا شب شام نمیخورم یا یک شبی برای تنبیه خودم تا صبح نمیخوابم و توصیه ی من به همه مخصوصا جوانان عزیز اینه که گوشی ها را ساعاتی کنار بگذارند و از دنیای مجازی دست بکشند و چند صفحه ای را در روز کتاب بخوانند

 

حرف پایانی

و در آخر تشکر ویژه دارم از مدیر کل محترم وکاردان اداره ی  ارشاد جنوب کرمان جناب آقای اسحاقی عزیز که خوب جایی نشسته اند و همچنین جناب آقای یوسف فرخی معاون هنری ارشاد،، حاج آقا نیک نفس رییس اداره ی ارشاد شهرستان و دوستان خوبم،، بچه های انجمن اهل قلم،، مخصوصا خانواده ی عزیز براهام مخصوصا محمدرضا براهام ریاست محترم انجمن جنوب و در آخر تشکر از خانواده ی خوب و نازنین خودم.

انتهای پیام/.

نظرات بینندگان:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده + هجده =