. سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶

کد خبر: 28834 تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ | ۰۸:۱۴ ق٫ظ

یادداشت هفته کتاب:

در شهری که زیرساخت های اولیه فرهنگی اش فراهم نشده، توقع شکوفایی فرهنگ امر بیخودی است / نواب کمالی

به گزارش سایت کنارصندل، نواب کمالی فعال اجتماعی در یادداشتی نوشت: بی شک یکی از مهم ترین شاخصه های توسعه بطور عام و توسعه فرهنگی بطور خاص در هر منطقه ای موضوع مطالعه و کتابخوانی است و اما سوال بسیاری از دلسوزان و دست اندرکاران فرهنگی در جنوب کرمان این است که چرا فرهنگ کتابخوانی […]

به گزارش سایت کنارصندل، نواب کمالی فعال اجتماعی در یادداشتی نوشت:

بی شک یکی از مهم ترین شاخصه های توسعه بطور عام و توسعه فرهنگی بطور خاص در هر منطقه ای موضوع مطالعه و کتابخوانی است و اما سوال بسیاری از دلسوزان و دست اندرکاران فرهنگی در جنوب کرمان این است که چرا فرهنگ کتابخوانی در این منطقه ضعیف است و مطالعه چنان امر غریب و بیگانه ای در بین مردم و خانواده ها است؛ در ریشه یابی این مسأله به چند عامل برمیخوریم که مهمترینش فراهم نبودن زیرساخت های توسعه فرهنگ عمومی و از جمله کتابخوانی در این منطقه بوده است. بی شک وقتی در منطقه ای هنوز زیرساخت های اولیه فرهنگی فراهم نشده باشد، توقع شکوفایی فرهنگ هم در آن منطقه امر بیخودی است.
(و بهترین نمایشگاه ها و برنامه های جنبی دوپینگ وار فرهنگی هم داشته باشیم توفیری نخواهد داشت تا زمانی که زیر ساخت های اولیه توسعه فرهنگ عمومی و مطالعه در منطقه ای فراهم نباشد.)

 

با نگاهی اجمالی به زیرساخت فرهنگ عمومی و مطالعه در این منطقه و مقایسه آن با جاهای دیگر میتوان به کم کاری متولیان فرهنگ در تمام این سالها پی برد، بطوری که در یک شهرستان شمالی استان فقط ٢١ کتابخانه وجود دارد، اما در جیرفت با جمعیتی تقریبا برابر با آن تنها یک کتابخانه وجود دارد، آنهم در نقطه ای دور از دسترس در ورودی شهر که جوابگوی همان مراجعه کنندگان کنکوری خود هم نمی باشد!

و از آنطرف مراکز تخدیر فکر و روح جوانان(کافه قلیان ها و…) در این شهر نه یکی و دو تا بلکه در هر کوچه و خیابانش چند تا است!

شهری که سینمایش نزدیک دو دهه است تعطیل شده و هیچ اراده ای از طرف مسؤولینش برای احیای دوباره آن وجود ندارد.
شهری که علی رغم برخورداری از استعدادهای برتر تئاتر و هنری در کشور اما هنوز یک سالن تخصصی برای تمرین هنرمندانش ندارد!

 

شهری که قلب تپنده فرهنگی اش در دهه ۶۰ و ۷۰ (سالن شهید قرشی)که خاطرات فرهنگی یک نسل را شامل میشد با فکر غیرفرهنگی مسؤولینی بمدت چند سال مخروبه و امروز به مرکز عرضه بوتیک و لوازام آرایشی و بهداشتی تبدیل شده است!

 

شهری که مراکز عرضه فکر و اندیشه و کتابفروشی هایش یکی پس از دیگری تعطیل شدند و مسؤولینش کک شان هم نگزید!

 

در قدم بعد، زیر ساخت که فراهم شد نوبت میرسد به اقدامات ترویجی که آن هم از سالهای دیرینی که ما یادمان است در این منطقه هیچ فعالیتی صورت نگرفته است. و این مختص به فرهنگ و ارشاد هم نیست، تمام نهادهای فرهنگی و حتی خدماتی ما هم در این زمینه مسؤولیت داشته ولی هیچکدام عمل نکردند.

طبق قانون، از محل درآمد شهرداری ها هرساله باید نیم درصد از کل درآمد شهرداری به ساخت کتابخانه و ترویج کتاب و کتابخوانی اختصاص می یافت، اما در تمام این سالها ما یک مورد ترویج این فرهنگ هم از شهرداری سراغ نداریم!

 

اینهمه بیلبورد تبلیغاتی در سطح شهر یکی مورد هم حتی تبلیغ کتاب و کتابخوانی تابحال صورت نگرفته، در حالی که در شهرهای دیگر سراغ دارم حتی مکان های دائم در سطح شهر برای عرضه کتاب بصورت نمایشگاه دایمی با همکاری ارشاد در نظر گرفته شده است.

 

چقدر از وقت های مردم ما بیخود و الکی در کلینیک ها و بیمارستان ها و حتی راهروهای ادارات و… تلف شده و از دست می رود، در حالی که با یک رایزنی ساده با نهاد کتابخانه های عمومی میشد برای هر یک از این مکان ها یک قفسه کتاب با کتابهای مینی مال بسیار خواندنی که خود نهاد از نویسندگان مختلف تهیه کرده و هر ماهه نیز بروز میشود از اتلاف این وقت ها جلوگیری و افرادی هم که تابحال با کتاب سر وکاری نداشتند به کتابخوانی راغب نمود.

 

و در آخر اگر این اقدامات انجام شده و مردم منطقه ما کتابخوان میشدند دیگر خود به سراغ کتاب می رفتند و کتاب مورد نیاز خود را با هر شرایطی و از هر جا شده یافت و مطالعه می کردند
و بقول شاعر:
آب کم جو تشنگی آور بدست
تا بجوشد آب از بالا و پست

(یادداشت نشریه استدلال بمناسبت هفته کتاب)

نظرات بینندگان:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × یک =