. چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸

کد خبر: 38096 تاریخ انتشار : شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸ | ۰۸:۵۵ ق٫ظ

شهروند رودباری و گذار به توسعه سیاسی / به قلم دکتر سعید چهرآزاد

هر جامعه ای برای الحاق صفت “مدنی” به خود ، ناگزیر است که رابطه ای سیال را طراحی کند. این طراحی و معماری سلوک های رفتاری متلون و متنوعی را پیش روی سوژه های مردمی خود قرار می دهد که دور دست ترین و حاشیه ای ترین آوا ها نیز فرصت ابراز خودجوشی را داشته […]

هر جامعه ای برای الحاق صفت “مدنی” به خود ، ناگزیر است که رابطه ای سیال را طراحی کند. این طراحی و معماری سلوک های رفتاری متلون و متنوعی را پیش روی سوژه های مردمی خود قرار می دهد که دور دست ترین و حاشیه ای ترین آوا ها نیز فرصت ابراز خودجوشی را داشته باشند.
مشارکت مردمی ستون اصلی توسعه سیاسی و دموکراسی است؛ مردمی که حس پیوند‌خوردگی با ساختار اجتماع سیال( که شاخص و معیار جوامع مدنی بهره مند از توسعه سیاسی است) را داشته باشند ، به سهولت می توانند تجارب ناب و خواست های حقانی خود را با نخبگان(الیت‌ها) در میان بگذارند و مسیر نیل به یک جامعه برخوردار از صفت مدنی را هموار کند.
حال چگونه می توان تشخیص داد که جامعه رودباری می تواند متصف به صفت مدنی باشد یا خیر؟
پاسخ به این سوال مستلزم پاسخگویی به سوالات دیگری است که در ذیل می آیند؛
رفتارهای سیاسی و اجتماعی در جنوب کرمان به چه میزان تاب نقد واسازانه را دارند؟
تک گویی(مونولوگ) سیطره دارد یا گفت و گوی(دیالوگ) بین الاذهانی؟
اگر مونولوگ سیطره دارد ، بستر دیالوگ ستیزی بین نخبگان جنوب کرمان را چه مولفه هایی شکل داده است؟
دگر ناپذیری و عدم تحمل یکدیگر چگونه روند گذار به توسعه سیاسی را متزلزل کرده است؟
و…


پاسخ به همه این سوالات پاسخی ناخوشایند از برجستگی وجه منفی متن پرسش هاست..
اجازه می خواهم بحث آسیب شناسی توسعه سیاسی در جنوب کرمان را با این “پیشافرض” آغاز کنم که ضعف در جامعه مدنی و توسعه ی سیاسی در رودبار زمین ناشی از عدم کنشگری مطلوب از سوی نخبگان این سرزمین بوده است..
کنشگران(نخبگان) جنوب کرمان در ایجاد روابط نهادینه شده‌ی مدنی و ایجاد فضایی مطلوب جهت ارتباط با مردم و افزایش مشارکت پذیری آن ها ، برخوردی خوشایند نداشته اند.
آواهایی که از متن و قاطبه ی مردم به گوش می رسد گویای نارضایتی از عملکرد نخبگان در این زمینه است؛ انواع نخبگان(الیت‌ها) هر کدام به نوبه ی خود با سهل‌پنداری نسبت به توسعه سیاسی و تقویت جامعه مدنی ، عجالتا باعث کند شدن روند ترقی و تعالی جامعه رودباری شده‌اند.
الیت های بروکرات و تکنوکرات در این ۵ شهرستان منتهی الیه جنوب استان کرمان پروسه ای در پیش گرفتند که در حال حاضر شهروندان رودباری از مشاهده ی آن ها در صدر هرم مدیریتی کشور محروم هستند.
الیت‌ها(نخبگان) علمی هم هنوز هیچ اثر علمی در خور توجه ، با موضوع واکاوی جنوب کرمان را به اجتماع این سرزمین عرضه نکرده اند.
اما در مورد الیت‌های فرهنگی ، به طور مثال، آزاده احمد یوسف زاده، نمایشی برجسته در سطح کشور داشته‌اند که شایسته ی تقدیری در خور عملکرد ایشان است.
توسعه سیاسی و جامعه ی مدنی یعنی همین پذیرش سوژه های مردمی از طرف نخبگان یک جامعه است.


وظیفه و رسالت نخبگان ، گفتمان سازی ، نهادسازی و پردازش تئوری‌های راهبردی در جهت هدایت جامعه به سمت و سوی توسعه و پیشرفت است.
فقدان مانیفست ، مشکلات تشکیلاتی و فقر تئوریک ، سرنوشت توسعه و جامعه مدنی در جنوب کرمان را با رکود گره زده است. هر مرحله از برنامه توسعه ، مقتضای متفاوتی دارد که نیازمند مانیفست و گفتمان متفاوت است. و شاید یکی از علل ناکامی و به نوعی روند کند توسعه(به خصوص توسعه سیاسی و جامعه مدنی) در جامعه رودباری این است که گفتمانشان در زمان ماند و زمان رفت.
نخبگان وظیفه دارند از برنامه‌های توسعه ، ساده اندیشی و سطحی نگری را بزدایند و با ایجاد یک بستر گفتمانی و تئوریک ، پایه‌های ترقی جنوب کرمان را مستحکم و ریشه‌ای کنند، و مانع از رشد دیالکتیکی و کژواره‌ی “طفل(درحال گذار) رودبار زمین” شوند.


در اینجا قصد نادیده گرفتن محض عملکرد الیت‌ها در جامعه رودبار مد نظر نیست، بلکه هدف آن است که دریافته شود چگونه مسیر درست آینده‌ی رودبار زمین رقم میخورد.. و تداوم مثبت آن دچار انقطاع بودگی نگردد.
بدیهی است چنین مسیر و برنامه‌ای می‌تواند فارغ از شر و شور ساختار‌ها دوران گذار را بگذراند و تعالی و ترقی را برای رودبار زمین به ارمغان آورد. لذا رسالت توسعه محوری ایجاب می کند که زمینه ی انتقال موفقیت آمیز جامعه کهنه به جامعه نو برپایه مبانی نوین و با رعایت اجتناب از افتادن در بحران های دوری از سر گرفته شود.
اگر چنین ضرورتی در جامعه درک گردد ، درکی است مشروع ، زیرا پیامد آن در دراز مدت عبارت است از تثبیت توسعه، کاسته شدن از میزان خشونت ، پیروزی خرد بر کشمکش ، گسترش مشارکت مردمی ، گسترش فضای خوش بینانه مردمی نسبت به جامعه، سیاست و نخبگان، و نهایتا تقویت جامعه مدنی و گذار به توسعه سیاسی.


اگرچه بحث در مورد رابطه ی بین دگر پذیری و جامعه مدنی و توسعه سیاسی، نه بدیع است و نه بدعت، اما این بحث در هیبت و هویت نوین آن ، صرفا یکی از دغدغه های انسان عصر حاضر است.
نگارنده معتقد است برای گذار به توسعه سیاسی و دموکراسی می بایست فرهنگ نقد و دگر پذیری جایگاه ویژه‌ای در جنوب کرمان داشته باشد. تا فرهنگ سکوت و بی تفاوتی و دو انگاری بین مردم و نخبگان(به خصوص تکنوکرات ها ، بروکرات ها و پارلمانتاریست ها) از جنوب کرمان رخت بربندد.


آنان که جریانشان مسلط گردید نباید صدای خود را گویا ترین ، بلند ترین و رسا ترین آواها، صور خود را صور اسرافیل ، حزب خود را فرا-حزب ، تصویر و تعریف کرده و هیچ نقدی را بر خود نپذیرفته و یا تحمل نکرده باشند..
امکان توسعه سیاسی در منطقه را اگر در ۳ مفهوم بتوان خلاصه کرد ، آن ۳ مفهوم ، وجود رقابت نهادینه شده، تحقق مشارکت و تحرک اجتماعی خواهد بود؛
در ارتباط با رقابت نهادینه شده در جنوب کرمان ، متاسفانه نهادهای نهادمند شده که بتوانند چنین رقابتی را میسر کنند یا وجود ندارند و یا اگر هم وجود دارند به شدت ضعیف هستند، طوری که کارویژه‌ی موثری از خود بروز نداده اند.
اینگونه نهادها(نهادمند شده) اگر ایجاد و تقویت شوند زمینه های تعامل افکار ، اندیشه ها و عملکرد های افراد و گروه های مختلف را فراهم می کنند؛ این نهاد ها با ایجاد قواعد و ملزومات ، می توانند به صورت موثر خشونت و کشمکش درون منطقه ای را مرتفع سازند.


عنصر دوم برای پیوستن به توسعه سیاسی و تقویت جامعه مدنی در رودبار زمین، تحقق مشارکت فعالانه است که به معنای جواز دخالت افراد و گروه‌های اجتماعی در تصمیم سازی‌های منطقه‌ای و امکان تاثیر گذاری آن ها در پروسه های گذار به توسعه است.
سومین مقوله برای دستیابی به توسعه سیاسی در جنوب کرمان ، پذیرش و استقبال از “جانشینی” یا “گردش نخبگان”(Elite circulation) توسط الیت‌های رسمی است. در واقع در جامعه‌ی توسعه یافته از نظر سیاسی، گروه ها و افراد به رسمیت یافته، آنانی که از رسمیت برخوردار نیستند را با آغوش باز پذیرا هستند؛ و اساسا این مورد به معنای امکان دستیابی افراد و گروهای متعلق به لایه ها و اقشار گونه گون اجتماعی به مراتب سیاسی و اجتماعی براساس شایستگی ها و کفایت های خود آنان است.


در ارتباط با آنچه که باعث انسداد مسیر توسعه در زمینه ی سیاسی و گذار به دموکراسی و جامعه‌ی مدنی می‌شود، چند مورد را می توان یاد کرد که برای رسیدن به مقصد مطلوب باید با برنامه ریزی های بلند مدت از این ها گذر کرد؛ یکی از این موارد و موانع تمرکز‌ مسئولیت تصمیم سازی ها در زمینه های خرد و کلان در دستان گروهی رسمیت یافته و در عین حال متصلب در دوره های مختلف ، بدون مراجعه به گروه های رقیب ، سوژه های مردمی و گروه های سایه است.
مقوله‌ای دیگر از آن دست انداز های توسعه منطقه ی ما “چندپارگی های جامعه” است که تنوع این چند پارگی ها(یکی از نمونه های بارز آن چند پارگی قومی است) گاها رخداد های تلخی را ایجاد کرده که در کشمکش گلوله و خرد ، وزنه به نفع گلوله تمام شده است..


در ارتباط با عوامل موثر بر گذار به توسعه سیاسی در جنوب کرمان، آنچه که افقی روشن را نمایان کرده، ایجاد و گسترش حوزه‌ی عمومی در فضای سایبرنتیک متن و بتن آحاد جامعه است. ارتباطات سایبری، ارتباطات اجتماعی و سیاسی و گفت و گو های سیال و بیناذهنی را در جامعه گسترانیده ، طوری که هر آوایی از دوردست ترین سرزمین ها به گوش همه می رسد و مسئولیت پذیری آمران و مجریان محلی را افزایش می دهد.


نتیجه اینکه توسعه در هر زمینه ای بیش از آنکه مربوط به “طبیعت” باشد به تدبیر و “سیاست” ارتباط دارد؛ تدبیری مدبرانه مبتنی بر نهاد سازی عاقلانه و چهارچوب مند که سیر توسعه را از کژنظری ها و کژراهه ها دور نگه دارد.
نهایتا رسیدن به جامعه مدنی و گذار به دموکراسی ، ارج نهادن به انسان(شهروند) رودباری و توسعه سیاسی مانند همه انواع توسعه در گرو دگرگونی رویکرد سخت افزاری و پروژه محور به رویکرد نرم افزاری و اجتماع محور است.
《جَعلَ الله سُبحانه حُقوقُ عبادِهِ مُقدّمهً علَی حُقُوقهِ فَمنْ قامَ بِحقُوقُ عبادالله کانَ ذلک مۆدّیاً الی القیامِ بِحقوقِ الله》(امام علی ع )

نظرات بینندگان:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 + هفده =