. دوشنبه ۵ مهر ۱۴۰۰

کد خبر: 45979 تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۸:۵۲ ب٫ظ

عیش تارم زمین / باوقار زعیمی

جشن عروسی در تارم زمین ” عیش ” می نامند، آنچه که در بندر و جنوب هرمزگان ” هیش”می گویند.باشندگی ” عیش” یا ” هیش” نامیدن را ساز و نقاره زدن است. تا دهه ی سی “عیش” را هفت شب و هفت روز می گرفتند.پس از دوران اصلاحات ارضی و شتاب گرفتن زندگانی در مواجهه […]

جشن عروسی در تارم زمین ” عیش ” می نامند، آنچه که در بندر و جنوب هرمزگان ” هیش”می گویند.باشندگی ” عیش” یا ” هیش” نامیدن را ساز و نقاره زدن است.

تا دهه ی سی “عیش” را هفت شب و هفت روز می گرفتند.پس از دوران اصلاحات ارضی و شتاب گرفتن زندگانی در مواجهه با پدیده های نوظهور، به دوروز کاهش یافت که کماکان ، کجدار و مریز تا کنون انجام می شود..روز اول را عیش کوچک و روز دوم را عیش بزرگ می نامند.

* *عیش کوچک*

روز نخست یا عیش کوچک با استقبال از آمدن مردانی که ( سابقا”) با الاغ ها هیزم می آوردند‌ انجام می شد. استقبال زنها حمله ور به هیزم آورندگان مرد بود تا بار هیزم آنها را بیندازند و هیزم آورندگان باید کوشش می کردند بارشان نیفتد . بار انداختن همان و کم زور بود مرد و پر زور بودن زن همان.( چه استقبال مطایبه انگیزی😊) پیشباز ساز و نقاره چی ها‌هم پیشتر با پا بازی زنان مولد آغاز می شد‌. . ساز و نقاره ادامه می یافت تا در یک پسین شاد “خرجی ” – بندری: ساخت- ( شامل لباس و تجهیزات برای عروس که در یک چمدان تزیین شده قرار داده شده) از خانه ی داماد به خانه ی عروس با چنگ و چره ( کل و هلهله) و ساز و نقاره برده می شود ( هنوز پررنگ‌است ) و عیش ادامه می یابد تا حنابندان بی تشریفات یا ” حنابندان دزدی” در شب به پایان می رسد. *

*عیش بزرگ* ”

روز دوم یا عیش بزرگ ، پیشتر با بر آمدن خورشید از پس کوه بلند و پر صلابت گهکم ساز و نقاره چی ها در سایه صبگاهی دیوار با نوای اعلانی صدا ی نواختن را در روستا یا محله در می آوردند…مادر داماد موُلَد ها را صدا می زند. ( موُلَد ها زنانی هستند که با لباس ویژه ی عشایری فارس که به زبان بومی لباس گشاد می گویند در عیش با ساز و نقاره می رقصند ..اگر موُلَدی یا همچنین زنان قوم و خویش حضور نیافت مورد شماتت قرار می گیرند).موُلَد ها به رقص در می آیند…اهالی محل کم کم به تماشای عیش می آیند. داماد با کارد غلاف بسته در جوف کمربند سبز می آید و در گوشه ای می ایستد.پس از چندی ساز و نقاره فروکش می کند و صبحانه ای برای نوازندگان ترتیب داده می شود.با طلیعه دار شدن آفتاب، ساز و نقاره به درون کاور ( کپر) نقل و مکان می کند و تا ظهر ادامه می یابد. ظهر ناهار برای ساز و نقاره ها چی ها و مهمانان از راه دور آمده ترتیب داده می شود. از ساعت حدود سه پسین آیین های پیوسته عیش پشت و سر هم انجام می شود .

در همه ی این آیین ها انبوه جمعیت که بیشتر زنان با دستمال های رنگارنگ ، دستمال اندازی می کنند و واسونک های ویژه ی را که باآهنگ تاثر انگیز با ریتم سنگین آغاز می شود و کم کم اوج می گیرد ، همخوانی می کنند ، چشمگیر است.

١ – آئین پاشوراندست و پای داماد و عروس را که بر روی یک کرسی یا صندلی نشسته است در طشت آب می شویند و برای حنابندان آمده می کنند. واسونک سنگینی خوانده می شود:ای او بیار تو طشت اکن تا پا اشوره ای جوون ..

٢ – آئین حنابنداندر دوسوی داماد یا عروس یک زن و یک مرد که معمولا” خواهر و برادر داماد هست می نشینند و دست و پای داماد را حنا می بندند. با این واسونک به پیشباز حنا می روند:حنای برگ بید ای چه دستورندست و پا سفید ای چه دستورنحنا در ظرفی است که با بادام و برگ سبز لیمو تزیین شده است. پس از حنابندان دست و پای داماد یا عروس را در کیسه های دوخته شده که با معمولا” پارچه های رنگارنگ چند تکه ، حاشیه تزیین شده و. به آن حنابند می گویند می بندند تا رنگ حنا به خود بگیرد و خشک شود.واسونوک حنابندون:ای حنا حنا می بندنشاه دوماد ( گل آروس) حنا می بندناگر حنا نباشد با اب طلا می بندنآب طلا نباشد ای سایه ی خدا می بندن به دنبالش نقل و نبات رو سر داماد می پاشند و این واسونک خوانده می شود:

حنا بندی مَکردن سرِ دَس رنگی مُکردنبه سایه سر اللهدوماد رنگی مُکردن

٣.آئین سر تراشانپس از حنابندان بلافاصله آیین سرتراشان انجام می شود…چمدانی تزیین شده از طرف خانواده ی عروس که حاوی وسایل صورت ترا شی، حمام و رخت نو هست آورده می شود. یک نفر با عنوان استاد سرتراشان صورت داماد را همراه با این واسونک خوانی اصلاح می کند:ای سر تراشان ای مبارک باشهسایه ی سر الله ای مبارک باشه استاد سلمان ، ای سلامت باشهسر ش اتراشان ای مبارک باشهگُل و مورت اَپاشون ای مبارک بادا استاد سلمان سرتراشسر خوبی بتراشمواظب دستت و باشصورتش نبره خراشپس از سرتراشان با خواندن واسونک زیر نقل ونبات رو سر داماد می پاشند:ای طره که سر می تراشیدننقل و نبات می پاشیدن

۴. آئین حمام بردن ( جون شوری)دمادم غروب آیین حمام بردن داماد و عروس با شکوهی هرچه تمام تر انجام می شود. داماد را در حالی که دو طرفش کسانی دستانش را گرفته اند به محل جانشویی می برند..( در گدشته داماد با سوار بر اسب به طرف پهنابه ، قنات یا نهری می بردند.امروز در روستا به سر حوض موتور آب یا دست کم به حمام خانه ای می برند. که بیشتر در میان کوچ کنندگان در شهر مشاهده می شود.)دونفر دست به کارِ تن شستن می شوند .برای داماد بیرون از حمام زنان و مردان دستمال اندازی کرده و این واسونک را همخوانی می کنند:شز حموم ا در آریندست شَگُرده مالینای حموم لارینخیلی اِشمَگزارین.. ..

۵ . آئین رخت پوشانپس از حمام ، رخت های نو که در چمدان از سوی خانواده عروس اورده شده به تن داماد می کنند و بالعکس. همزمان این واسونک خوانده می شود:مبارک بو مه دوماد ( آروس) رخت اپوشهیه دس اکن دک دس از نو اپوشهمبارک بو از ای رختون رنگیماشالله بی دوماد ( آروس) بی ای قشنگی ……..خورشید در باختر تارم زمین در پس کوه های سید جوذر یا گله گاه سر پناه می گیرد و با این واسونک خوانی جنب و جوش و تلاش عیش برای به ارامش رسیدن و وقفه ای دوسه ساعته همخوانی می شود:نه چایی گُلم ، نه چاییسر پسینِن نه چایینه قند دارم نه چایی عزیز دِلُم کجایی…

۶. آیین زیارت هنگام مغرب داماد را با تشریفات به زیارتگاهی برای خواندان نماز در اطراف برده می شود سکوت درون زیارتگاه آرامش وصف ناپدیری است.

٧ . معارفه پس از زیارت داماد را به خانه ی عروس می برند و خانواده عروس با سینی حاوی قرآن ، آیینه و شربت و شیرینی به پیشباز داماد می روند…داماد و همراهان مشایعت کننده هایش قرآن را زیارت و شربت و شیرینی میل می کنند. با چنگ و چره خوش آمد و بدرقه می شود…هدایایی نقدی و وعده ای به داماد انجام می شود..به همین نحو داماد به خانه ی پدریش می رود…پس از آن داماد به مجلس دعوت شده ها برده می شود که از دم غروب حضور پیدا کرده اند.دعوت شدگان پیش از آمدن داماد با شربت و شیرینی پذیرایی شده اند. همه دعوت شدگان تک به تک با داماد روبوسی می کنند ( اکنون کوشش می شود برای پیروی بهداشتی فقط دست بدهند)..( و اکنون دوران کرونایی که دیگر …) پس از دیده بودی با داماد… دونفر که یکی دفتر و خودکار و دیگری دولو ( کیسه ی پارچه ای دوخته شده از تکه پارچه های رنگارنگ که دهانه اش با لیفه کش بسته می شود و معمولا” برای نگهداری قند استفاده می شود)…اکنون با هر وسیله از کیف سامسونت تا پلاستیک….در دست دارد ( جدیدا” کارتخوان ) هدایای نقدی از دعوت شدگان را به عنوان سر اویی ( سرابی – شاباش) جمع اوری می کنند. پیشتر با صدای بلند اعلام می هم می کردند…اکنون در دفتری جداگانه ثبت و ضبط می شود و نیز فیلمبرداری هم می گردد تا برای جبران متقابل اعمال گردد.

پس از هدایا دادن ، پذ یرایی شام انجام می شود. پس از شام ساز و نقاره نوازی از سر گرفته می شود… نقاره ها به ویژه در زمستان با آتش گرم می کنند. پیشتر آغاز ساز و نقاره با کرنا نوازی بود که کرنا زن ایستاده کرنا را با نوای شروه خوانی تاثر آمیز که به آن ” ری حاج آبادی” ( مقام حاجی آبادی) می نواخت ( روانشاد استاد حسین امامدادی از کرنا و سرنا زنان بی مانند تارم زمین بود) .در ساز و نقاره نوازی شب افزون بر رقص زنانه و مردانه بیشتر برای چوب بازی و ترکه بازی نواخته می شد.

چوب بازی بیشتر در روستای شهدادی انجام می شد که به روستاهای دیگر هم سرایت کرد.روش آن به این صورت بود که دونفر وارد میدان می شدند یکی چوبی معمولا ” کلفت برای سپر و یکی چوبی معمولا” باریک برای ضربه زدن به طرف در دست داشت..برنده کسی بود که چوب را به نقطه ای از بدن مقابل بزند و یا طرف مقابلی که بتواند از ضربه وارد کردن چوب جلوگیری کند.اما بازی عیش بومی ، ترکه بازی است که وسیله آن یک شاخه لُخت درخت نخل است ( پیش) که دونفر با دردست داشتن ترکه و پوشیدن کت به میدان می روند.

پس از چند دور پا بازی یکی در نفش زننده از دور پاورچین پاورچین با بالا گرفتن ترکه و دیگری راست ایستاده و بی حرکت و تسلیم وار دستهایش با افقی گرفتن ترکه می ایست ….فرد زننده باید چنان ضربه را وارد کند تا صدای مطلبوبی بدهد. ٨- آئین بنازان بردنپس از انجام ساعاتی عیش عمومی آیین ” بنازان بردن ” انجام می شود که بیشتر برای عروس با تشریفاتی انجام می شود. تنها آ ئینی که کمرنگ بودنش در اثر شتاب زمانه نمود پیدا کرده است چون این زمان کار از به ناز بردن و ناز کشیدن گذشته است! 😊پیشتر عروس را با لباس بلند در حالیکه رو بند ابریشمی روی سرش با زنجیر نقره دورش آذین شده بود و در دو طرف او کسانی بغلش را گرفته بودند به اهستگی به جایی که تخت ( صندلی) مزین شده آماده است و داماد را ملاقات کند برسانند.. و در بین راه به تعدادی که دل داماد را برای ” پا انداز” دادن ( نوعی هدیه) به دست آورد عروس را می نشانند…در طول مسیر بنازان بردن ای. دو واسونک ویژه را می خوانند:ای آروس بنازون ای بیاگل آروس بنازون ای بیاای پایی واگی و پایی بِل( ای پایی وردار پایی بگذار)نازنین بنازون ای بیاای خونه ی خومون خونه ی خوتونای یه شو دو شو بی ما امونای خونه ی خومون گچ کارینکار اوستای شیرازیناز حالا تا موسم سحر نازنین ای بنازون بیااز حالا تا موسم نمازنازنین ای بنازون ای بیاای یار پاوه سرما مونن ای چند تا جوون همرامننای کُدِ عاروس چار انگشتِنناز و غمزش بی مو اِشکُشتِن………..آروس بزرگون قدم بل و بیا تا دم دالون قدم بل و بیاایوون و ایوون تو تاقچه زعفرونننه ش به قربون قدم بل و بیاایوون و ایوون تو تافچه زعفرونجای شازده داماد تو جای بهترون…… ٩ -آئین پاتختیعروس روی تخت ( صندلی) می نشانند ….(تخت از این نظر می گویند که پیشتر همچون شاهان و ملکه ها بر روی از آن صندلی های مجلل و پهن جلوس می کردند.. و پیشوند شاه آوردن برای داماد و گل آوردن برای عروس و تخت نامیدن نشست گاه .. نشانه مقام والای داماد و عروس بوده است. )در آیین پا تختی عروس آرایش کرده در بین زنانی که به دیدنی آمدند با تحسین واسونوک هایی را می خوانند… از جمله: ماشالله به آروس ماشالله به دوماد تفنگ شبارن. (داماد هم به همان آئین بنازان ولی کم تشریفاتی تر از عروس نزد عروس آورده می شود… خیلی پیشتر تفنگی هم دستش می دادند .)جدیدتر شده دهه ی پنجاه: ماشالله به نیسان سر کوچه ویستان 😊واسونک بادا بادا که یک واسونک میهنی است به شیوه ی این دیار خود می خوانند.. کاسه چینی پشت دستم چه خوبه خونه پدر چه خوبه خونه پدر کاشکی نمی گشتم بدرگل عروس رو جهونم رو به هیچکس منمارو به نومزای خوت نما که صد تومن داد روگشا گل عروس رو جُهونم بُش مخنات تَنُکِن *غم مخوا ، غصه مخوا که آب سرحد خُنِکلن (تَنُک : شُل و نازک – مخنا: نوعی مقنعه ی توری).سنگ مرمر میشکنم و من عزیزم می برمبر سرم گر تیر بباره من عزیزم می برم………………آرا گر ای آرا گر قربون دستت آراگر قیچی به دستت آراگر، شونه به دستت آرا گر زلف بچین، خیلی مچین، قربون دستت آراگر، ای ناز شستت آرا گر. پس از هر بند: بادا بادا بادا شالله مبارک بادا.. ( آروس / دوماد مبارک بادا( ۱۰-آئین حجله بردن.پس از پاتختی ، عروس و داماد به پا می خیزند و برای رفتن به حجله آماده می شوند…عروس و داماد در دهان همدیگر حلوا می گذارند و پای آنها نیز تو ی حلوا می زنند……سپس آنها از زیر سینی حاوی حلوا و قرآن رد می شوند و با چنگ و چره و صلوات وارد حجله می شوند…پیشتر داماد عروس را بر سر دست بلند می کرد و به حجله وارد می شدند که نکته ی پایانی و هیجان انگیز به چنگ و چره بود‌…در حجله یک نفر به‌ عنوان معتمد نماز شب زفاف را با آنها می خواند و سر آنها را بهم می زند و آنها را به حال خود رها کرده و عیش بدین روی پایان می گیرد… اگر چه در گدشته صبح روز بعد هم به نشانه مواصلت عروس و داماد دقایقی ساز و نقاره به عنوان” دم حجله ای” نواخته می شد.

یعقوب باوقار زعیمی

نظرات بینندگان:

  1. قهرمان اخلاق گفت:

    سلام
    بابا یعقوب عزیز خوش حالم از اینکه هرروز کتاب و مقالات بیشتری از شما داخل سایت های مختلف میبینم و اینکه اینبار داخل سایت زادگاهم و باز معرفی یک واژه یا یک سنت شهر خودتون و …. و چقدر دلم برای صدای دلنشینتون تنگ شده مخصوصا شنیدن اهنگ فاطلو با لهجه کرمانی بابای عزیزم منتظر پیشرفت و موفقیت های بعدیتون هستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × 4 =