. شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲

کد خبر: 82573 تاریخ انتشار : پنجشنبه 9 آذر 1402 | 10:17 ق.ظ

باز خوانی عملیات کربلای پنج با زنده نگه داشتن یاد شهدای طایفه ی عشایر حسینی و امیر شکاری و میرشکاری کهنوج

خدامراد میرآبادی۱۴۰۲/۹/۸ کمی بعد از پلیس راه کهنوج به سمت بندرعباس بعد از نماز مغرب و عشا و تاریکی هوا در غروب چهارشنبه ی مورخه فوق که طی طریق می کردی ، انبوه ماشینها و چراغهای پر نور و گونی هایی که نقش حصار را برای حضار داشتند ، همراه با اسکوربرد و صدای بلندگوهایی […]

خدامراد میرآبادی
۱۴۰۲/۹/۸
کمی بعد از پلیس راه کهنوج به سمت بندرعباس بعد از نماز مغرب و عشا و تاریکی هوا در غروب چهارشنبه ی مورخه فوق که طی طریق می کردی ، انبوه ماشینها و چراغهای پر نور و گونی هایی که نقش حصار را برای حضار داشتند ، همراه با اسکوربرد و صدای بلندگوهایی که سخنرانی و تمثال مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی را به زیبایی به تصویر می کشید ، ناخودآگاه شما را به سوی خود جذب می کرد!
ماشین را در صفوف انبوه ماشینهایی که در سمت غرب جایگاه با نظم خاصی پارک شده بودند ، رها کردیم و قدم زنان به طرف پرچمهای برافراشته ی سیاه رنگ‌ ایام فاطمیه و پرچمهای سه رنگ کشورمان که در خنکای شوباد کهنوج در ورودی جایگاه بی تابی می کردند ، به راه افتادیم.
گویی در صور اسرافیل دمیده شده بود ! فوج فوج مردم خصوصا” عشایر از جای جای شهرستان کهنوج خود را به درب ورودی جایگاه می رساندند!
صدای زیاد بلندگوها مانع از شنیدن صدای یکدیگر می شد. مردم به نشانه ی احترام دست بر سینه ، سری تکان می دادند و عبور می کردند!
در ورودی جایگاه نیزارها و نخیللات تعبیه شده تداعیگر خرمشهر و خوزستان و پهنه ی وسیع دشت برهوت یادآور شلمچه بود.
بلوکهای گل مال شده سر به شانه یکدیگر تکیه داده تا تمثال مبارک شهدای عشایر طایفه ی حسینی و میرشکاری و امیرشکاری را به نمایش بگذارند.
تمثال مبارک سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی تمام قد و سر پا ایستاده تا انگار به میهمانان خوش آمد گویی کند.
دو طرف جایگاه غرفه های زیبایی از ماکت شهدای تفحص شده، ، ویرانه های غزه و آپارتمانهای در هم کوبیده شده ی آن ، قبرستان بقیع ، صورتی از قبور مطهر شهدای عشایر از جمله شهید کیوان، شهید محمدعلی ، شهید علی ناز امیرشکاری و چند تن از شهدای دیگر عشایر که متاسفانه نامشان در خاطرم نماند به همراه سیاه چادرهایی که نشان از صفا و سادگی خانواده هایی داشت که شهدا از آنجا برخاسته بودند ، قرار داشت.
در هر غرفه زنان و مردان غیور عشایر با سربندها و چفیه های مرسوم از ابتدا تا انتهای مجلس همچو کوه استوار ایستاده و خوش آمد می گفتند!
پذیرایی های محلی که حاصل دسترنج مردان و زنان نجیب عشایر بود در بسته بندی های چشم نواز و کاملا” بهداشتی تقدیم حضار می شد.
بساط چای همانند موکبهای ایام اربعین خستگی را از تن آدم می زدود.
بوی اسفند و کتدر و کودم در ازدحام جمعیت می پیچید.
نور شمعهایی که در لیوان یک بار مصرف قرار داشت ، مین های ضد نفر ، کلاه آهنی های رزمندگان و لباسهای شهید مفقود الاثر امیرشکاری، گلهای روییده شده از کالبد شهدا را بهتر نشان می داد!
در غرفه ای که صورت فرضی قبور مطهر ۴ شهید گلگون کفن امیرشکاری و میرشکاری که مجلس به یادشان منعقد شده و لباسهای شهید مفقود الاثر به نمایش گذاشته شده بود ، مرد خوش سیمایی ایستاده بود و حضور حاضران را خیر مقدم می گفت.
از ایشان پرسیدم محل شهادت ، نام عملیات ، سن شهدا را هنگام شهادت برایم توضیح دهد.
قبل از این که پاسخم را بدهد ، با آرامش و تبسم دل نشینی پرسید اگر ممکن‌ است خود را معرفی بفرمائید!
تا گفتم : خدامراد میرابادی
ماشاالله به آن حافظه و هوش . ما ماهها و به دفعات مکرر تلفنی با هم گفتگو داشتیم ولی توفیق زیارت ایشان برای بنده حاصل نشده بود ! از روی صدا شناخته بود و برای اطمینان خاطر پرسید تا اسمم را گفتم و مطمئن شد ابراز ارادت کرد و من هم یادم آمد و او را در آغوش کشیدم !
مهندس فریدون امیرشکاری برادر شهید جاویدالاثر
خواهری که نظاره گر ما در غرفه ی کناری بود از من خواست برای یادمان این شب معنوی چیزی بنویسم .
نرسیده به جایگاه اصلی، زنان معتقد و مذهبی و شیعه ی عشایر با چراغ فانوس های قدیمی 《زندگی جریان دارد》 را به زیبایی هر چه تمامتر با بستن گهواره های سنتی نوزادان به نمایش گذاشته بودند.
درون جایگاه قالیچه های زیادی پهن شده بود . انگار فراشهای یکی از صحن های ثامن الحجج علیه السلام برای برپایی نماز ، صحن را مفروش کرده بودند .
صندلی ها با نظم و فاصله ی متوازن در دو قسمت برای خواهران و برادران و تصویر پردازی به زیبایی هر چه تمامتر حضور حاضران را به نمایش می گذاشت .
سخنرانی حاج آقا نجنو ، حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا علیدادی نماینده ی محترم ولی فقیه و امام جمعه ی کرمان ، روایتگری حاج یوسف امیرشکاری ، مداحی خادم الحسین افلاطون امیرشکاری و برادر شهید مفقود الاثر، سرود دختران عشایر ، دکلمه خوانی یکی از دانش آموزان عشایر ، ورود پارچه های منقش شده ی ضریح متبرک عتبات عالیات و ثامن الحجج معنویت خاصی به مجلس بخشید.

ذکر رشادت رزمندگان اسلام در عملیات کربلای ۴ و پنج از زبان هم رزم شهدا و بیان خاطراتی از سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی از زبان حاج آقا علیدادی انسان را متحول می کرد ! ضمن تشکر از برپا کنندگان این مراسم معنوی و قدر دانی از عشایر جنوب استان کرمان برای امرزش و تعالی ارواح طیبه شهدا و زنده نگه داشتن یاد و خاطر شهدا اجماعا” صلوات

نظرات بینندگان:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × چهار =