. شنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۱

>
کد خبر: 13192 تاریخ انتشار : شنبه 26 تیر 1395 | 03:39 ق.ظ

در گلزار شهدای جیرفت که قدم می زنی و از هر شهید که سئوال می کنی یک گردان کامل برایت تداعی می شود

  آنگاه که از کوچه های این شهر گذر می کنی با نوازش نسیم معطری شیدا خواهی شد و در خواهی یافت که وجب به وجب این خاک با قدم های پاک شهدایش قداست پیدا کرده است.   از کوچه های این شهر که گذر می کنی در محاصره حسی عجیب قرار می گیری، انگار […]

IMG_0272

 

آنگاه که از کوچه های این شهر گذر می کنی با نوازش نسیم معطری شیدا خواهی شد و در خواهی یافت که وجب به وجب این خاک با قدم های پاک شهدایش قداست پیدا کرده است.

 

از کوچه های این شهر که گذر می کنی در محاصره حسی عجیب قرار می گیری، انگار در و دیوار این شهر با تو آشنایی دیرینه ای دارند و با تبسمی بر لب خوشامد می گویند، وقتی در این دیار نفس می کشم ناخودآگاه چشمانم را می بندم تا هیچ چیز مانع چشیدن شیرینی این احساس فوق العاده نشود، حسی متفاوت که بند بند وجودم را هوایی می کند.

 

از اولین باری که در کوچه پس کوچه های جیرفت چشمانم را بستم و با یک نفس عمیق صدای شادی ذره ذره وجودم را شنیدم و فهمیدم، ۲۰ سال گذشته است.

مردم خونگرم و ولایتمدار جیرفت می دانند چه می گویم، آنها می دانند چون با چشمان خود دیده اند که در این کوچه ها چه گذشته است، آنها دیده اند که جوانانشان چگونه همچون پروانه به دور مبارزی شجاع و عالمی توانا به نام سید علی حسینی خامنه ای می چرخیدند و رسم میهمان نوازی خود را به رخ می کشیدند که بعدها ولایت و رهبری انقلاب و جهان اسلام به دستان مبارک آن مبارز شجاع و مرجع عالیقدر سپرده شد.

 

به هیچ وجه اغراق نمی کنم، این کوچه ها قدمگاه جوانانی است که مرام پهلوانی و مردانگی را از مولایشان علی (ع) به خوبی آموخته بودند، جوانانی که همراه با روح الله خندیدند و گریه کردند و سینه سپر کردند.

 

جوانانی که هزاران جلد کتاب می طلبد تا بتوانیم گوشه ای از شجاعت ها و دلاوری هایشان را به رشته تحریر درآوریم. جوانانی که عاشقانه تا پای شهادت در مقابل استکبار جهانی مقاومت کردند تا ذره ای از عزت ایران عزیز کم نشود.

 

دلاوران و عمارهای بی ادعایی که خود را در برابر ملت ایران، هیچ هم نمی دانستند، مگر می شود شاگرد مکتب علی (ع) باشی و از ایثار و ادب فرزندش عباس بهره ای نبرده باشی، عباسی که همراه با حسین قدم بر می داشت و همراه با حسین می ایستاد…

 

نمی دانم چرا آن عطر پیچیده در کوچه ها را از گذر قدم های پاک این جوانان می دانم، آری این حسی که مرا ۲۰ سال شیدای خود کرده، حس پر غرور حضور شهدای دلیر جیرفت است، شهدایی که داستان عاشقی شان را کمتر کسانی شنیده اند، شهدایی که اسوه مقاومت بودند.

 

به راستی این چه حکایتی است که همیشه باید مقاومت کنیم، دیروز در دفاع از خاک و ناموس و امروز در عرصه اقتصاد. دیروز امام راحل فرمان جهاد نظامی صادر کرد و امروز رهبر معظم انقلاب فرمان جهاد اقتصادی، دیروز شهدا در دفاع از خاک و ناموس کشور عزیز ایران جان خود را با تمام وجود تقدیم کردند و امروز نوبت جهادگران اقتصادی است که مردانه برای ملت ایران حماسه ها بیافرینند.

 

یکی از همرزمانش می گفت: سید جواد ۲۶۸ روز یک سال را روزه گرفت و در هر عملیات یک بار شهید شد، آری 'سید جواد حسینی' یکی از همان جوانان دلیر جیرفت است که او را سجاد لشکر ثارالله هم می گویند.

 

او ۷۰ ماه از بهترین روزهای جوانی را در دفاعی مقدس به مقاومت در برابر استکبار گذراند. سید جواد فرزند مرحوم سید محمد حسینی، متولد روستایی به نام فراش از توابع بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت و یک انقلابی به تمام معنا که جیرفتی ها از او به عنوان 'پدر و فرمانده مبارزین جنوب استان کرمان' یاد می کنند، تهیه و ارسال اسلحه برای مبارزان تهران و قم در زمان انقلاب، تنها یکی از شاهکارهای این سید بزرگوار بود.

 

یار و همراه دیرینه سردار حاج قاسم سلیمانی تا پایان جنگ همراه با رزمنده های ایران عزیز مردانه جنگید و جنگید، گویی خستگی در مقابلش خسته شده بود.

 

در عجبم چگونه می شود شخصیت هایی به این عظمت که اگر بخواهم از دلاوری هایشان در عرصه نبرد با دشمن بنویسم کتابی قطور خواهد شد آنگونه که باید به فرزندان ایران زمین معرفی نشده اند، شهدای ما هیچ ادعایی نسبت به هیچ چیز نداشتند و ندارند…

 

این دلاوری ها و از خود گذشتگی ها را فقط 'عشق' می تواند توجیه کند، آری، عشق به ولایت، عشق به کشور و عشق به اسلام ناب محمدی.

 

در گلزار شهدای جیرفت که قدم می زنی و از هر شهید که سئوال می کنی یک گردان کامل برایت تداعی می شود.

 

دوست دارم با صدایی بلند فریاد بزنم، ای مردم ایران بیایید و ببینید چه دلاوران دریادلی در گلزار شهدای جیرفت زیر سایه درختان کُنارِ کهنه سال آرمیده اند، عزیز دردانه های مادرانی که مردانه پای عزت ایران عزیز ایستادند.

 

شک ندارم که این مادران نیز بارها و بارها حکایت پر از عشق و ایثار و اندوه حضرت ام البنین (س) را مرور کرده و با آن خو گرفته اند.

 

این مادران بزرگوار جوانانی همچون علی بینا، شهید دلیری، شهید مهدی طیاری، شهید محمود پایدار، شهید معناصری، شهید احمد تلاتف، شهید محمد مشایخی، شهید محسن شریفی، شهید یوسف شریف را تقدیم کردند، شهدایی که بوی عطر قدم هایشان هنوز هم که هنوز است در کوچه های جیرفت، مشام هر رهگذری را نوازش می کند، آری وجب به وجب جیرفت با شهدایش خاطره ها دارد…

 

کمیل بهشتیان

*خبرنگار ایرنا در کرمان

نظرات بینندگان:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت − سه =