. یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵

کد خبر: 111277 تاریخ انتشار : جمعه 11 جولای 2025 | 14:04 ب.ظ

شکوه نامه ای خطاب به مسولین محترم و مجریان رسانه ها و فضای مجازی و خطاب به همشهریان دانا و فرهیخته خود/یارسام سالاری

بنام خدا میخاستم درخواست کنم که شما یک بار صدای حقیقت ناشنیده ما باشید.حقیقتی که سالهاست هرگز کسی آن را نمیشنود و نمی خواهد ببیند.در عصر ارتباطات و فناوری و گفتگوی تمدن ها و نظم نوین جهانی چرا همچنان عده ای در حملات و تهاجم و فقر فرهنگی ناآگاهان بسوزند و دم نزنند؟ چرا شهر […]


بنام خدا

میخاستم درخواست کنم که شما یک بار صدای حقیقت ناشنیده ما باشید.
حقیقتی که سالهاست هرگز کسی آن را نمیشنود و نمی خواهد ببیند.
در عصر ارتباطات و فناوری و گفتگوی تمدن ها و نظم نوین جهانی چرا همچنان عده ای در حملات و تهاجم و فقر فرهنگی ناآگاهان بسوزند و دم نزنند؟ چرا شهر بزرگ جیرفت هنوز در عصر حجر و قبایل و طوایف به سر میبرد؟ و طوایف ضعیف تر را مورد ظلم و انزجار قرار میدهند.
من یک شهروند ایرانی ام ک در تقسیمات طبقاتی جزء طوایف آهنگر محسوب شده ام اجداد من صنعتگران زمان خود بودن که به جامعه و مملکت و مردم خود خدمت و محبت فراوان کرده اند. طبقه ما همیشه پرچمداران و سردمداران در برابر بیگانگان بوده اند و اکثر قیام های ایرانی علیه ظلم و استبداد از جمله قیام کاوه آهنگر در اساطیر و در بعد از اسلام؛ قیام استاسیس در خراسان ،قیام یعقوب لیث صفاری، و صدها قیام دیگر
و بزرگان و عالمان و عارفانی چون:ابوحفص حداد،ابوالعباس قصاب آملی،ابوعلی دقاق،ابونصر سراج،ابوسعید خشاب و صدها عالم و دانشمند برجسته دیگر
وهچمنین نام آورانی و نخبگانی همچون:دکتروحیدحدادی،آقای حداد عادل،اقای احسان حدادی رئیس فدراسیون و آقای اهنگران ،دکترپرویزداودی،دکتر یوسف داودی و هزاران فردشایسته و بزرگوار و نخبه از این طبقه به پا خواسته اند و در حال خدمت به مردم و مملکت خود می باشند،اما در این زمان ما دچار بیشترین آسیب اجتماعی در جامعه هستیم و جوانان ما در بدترین تبعیضات و تحقیرات در حال دست و پنجه نرم کردن هستند.
چنانچه میدانیداکثر جامعه صدسال پیش ایران را دهقانان تشکیل میدادند و تا قبل از  اصلاحات اراضی هیچ ملک و زمین و ثروتی نداشتند و بعد از اصلاحات اراضی همگی دارای زمین و املاک فراوان شدند و توانستند زندگی مرفه و مستقلی بدور از نظام ارباب رعیتی را برای خود و فرزندان خود تشکیل بدهند این درحالی است که  به طوایف صنعتگرهیچ زمین و ملکی تعلق نگرفت و جوانان این طبقه مجبور شدند برخلاف دیگران از صفر شروع کنند تا شاید به نوایی برسند و این جریان  باعث عقب افتادگی توانمندی مالی و اقتصادی و فرهنگی و آسیب های زیادی به قشر ستمدیده استادکار شد.
اما درد ما این چیزها نیست دردما اینجاست که بعداز هزاران سال فرهنگ و نژاد مشترک، هم شهری های ماهنوز به ما به چشم یک بیگانه و اجنبی نگاه میکنند و در عُرف جامعه حتی از یک افغانی بی شناسنامه هم کمتر حساب میشویم!دشمنی و کینه توزی آنها تا آنجا فرا میرود ک برای آزار و تحقیر ما از چیزی دریغ نمی ورزند و مارا با نام کولی ولولی مورد خطاب قرارمیدهند؛به مفهوم پست و آلوده و ناپاک، درحالی که همه میدانند خداجویی و خداپرستی و سفره داری و خدمت و محبت به خلق از صفات و ویژگی شناخته شده قشر ماست و اصلا طبقه صنعتگر با کولی جداست و اگر کولی هم باشیم هزاران ساله از یک دین و فرهنگ و نژاد هستیم و خون ما رنگین تر از خون بقیه نیست و درمکتب انسانیت همه برابر و برادریم و طبق کلام خدا کسی بالاتراست که تقوای بیشتری داشته باشد. بااینحال همانطور ک پیامبر(ص) که سه سال در خارج از مکه دچار تحریم و ظلم بود ،حدود دهه هاست با ماآنگونه رفتار میشود که صدای ما به هیچ جایی نمیرسد و کسی با ما دوستی ،وصلت ، خرید و فروش  نمیکند و اگر بدانند ما از طبقه کولی که خود دسته بندی کرده اند هستیم  مارا در کمترین حقوق اجتماعی و تحصیلی به حساب نمی آورند و با انواع زیاد تحقیر و توهین از خود دور میکنند.
مگر ما چه گناهی در طول تاریخ کردیم آیا قاتلان امام حسین(ع)ماهستیم؟ یا ضربت زنندگان امام علی(ع)ما بودیم ؟
تا کی باید تقاص ناآگاهی و کم سوادی دیگران را پس بدهیم؟
مگر ما از یک نژاد نیستیم اگر نه، مگر از یک دین و یک کشور نیستیم اگر نه، مگر همه ما انسان نیستیم؟مگر ما درهشت سال جنگ تحمیلی باهمدیگر در جبهه ها نبودیم و شهدای گرانقدر و جانبازان وایثارگرنداریم؟هزاران شهید حداد و آهنگر و صنعتگر در طول هشت سال دفاع مقدس در سراسر ایران در خون خود غلطیده اند آیا برای شما کافی نیست؟کار به جایی رسیده که باید انسانیت خودرا یادآور شویم!مگر انقلاب با ما مستضعفین به پیروزی نرسید؟ امروز چه شده که به مستضعفین کسی توجه نمیکند و صدای ما به گوش مسولین نمیرسد، شاید  هیچکس وقت و زمان  برای یک مستضعف کولی ندارد.
در دوره ای که نظام برده داری قرنهاست درسراسر جهان به پایان رسیده و سیاه و سفید و فقیر و غنی برابرند و بایکدیگر هیچق فرق اجتماعی و حقوقی ندارند متعجم در کشور کوروش بزرگ نویسنده حقوق بشر در دوهزاروپانصد سال پیش و سرزمین شیعیان خورشید بیهمتای بشریت امام علی(ع)با ما همچون برده ای عقب مانده رفتار میشود به گونه ای که باید به همگان یادآورشویم:

برادر و خواهرمن ،من نیز یک انسان هستم!
ما از ترس توهین و تحقیر حتی نمیتوانیم برای گرفتن کوچکترین حقوق بشری و اجتماعی خود در مراکز ملی و اجرایی و دولتی اقدامی کنیم.برای رضای خدا باردیگر میپرسم به ما بگین چه گناهی کرده ایم آیا مگر از نسل چنگیزخان مغول هستیم یا تیمور لنگ سفاک،از نسل اسکندر گجستک یا اعراب خونخوار؟ درحالی که نوادگان آنها در رفاه و خوشی در همین شهر زندگی میکنند و همه ما آنهارا میشناسیم .به ما میگویند اجداد شما خواهر وبرادرانی بودند ک با یکدیگر ازدواج کردند پناه برخدا ازاین حجم جهل!گیرم چنین باشد مگر شما ایرانی نیستید آیا میدانستید دین زرتشت حدود دوهزارو دویست سال بر ایران حکمفرما بود و آیین ازدواج با محارم درآن رواج داشت؟پس اگر شما خودرا ایرانی میدانید طبق گفته و منطق خودتان آلوده ترین نژاد هستید!که چنین گفته و بیانی ناشی از بیخردی و بیسوادی افرادهست.برفرض چنین مثالی درست باشد پس ما فرقی ما یکدیگر نداریم آیا ما باید اکنون تقاص گناهان اجدادمان را پس بدهیم؟برای تحقیر مارا کم بها میدانید وقتی هم میخاهید احترام بگذارید مارا از نسل داوود پیامبر خطاب میکنید!اگر واقعا ما از نسل این پیامبر شریف باشیم همچنان ما از سردمداران معنوی و مروجان آیین برحق اسلام و جوانمردی و یاری کنندگان حق در نبرد با کشور جعلی اسرائیل بوده هستیم و حاضریم تا پای جان تحت امر رهبری جان خودرا فدای ولایت فقیه و کشور خود کنیم،اما آیا در اسلامی ما را از کشور و نسبت به حقوق خودمان بیرون و منزوی میکنید و به ما تهمت یهودی بودن میزنید؟
مگرپیامبراکرم(ص)ابوسفیان را نبخشید ولی چرا شما دست از بی احترامی و بی حرمتی ما برنمیدارید!این ظلم تا آنجا رخنه کرده ک فرزندان ما ک در مدارس مشغول تحصیل هستند با انواع تبعیض و توهین دست از تحصیلات و مدارس و دانشگاه کشیده اند و دچار آسیب های روحی و روانی جبران ناپذیری شده و در شهرهای ایران در گمنامی پراکنده شده اند.آیاشما فکر میکنید ما از ضریب هوشی بهره ای نداریم و هیچ نخبه و نابغه ای از قشر ما پا نمیگیرد؟هزاران نخبه و نوابغ و دانشمند از طبقه ما از همین شهر به پا خواست اما بخاطر فقرفرهنگی جامعه از جیرفت به شهرهای بالاتر مهاجرت کرده اند و به بالاترین نقاط کمال و علم و قدرت رسیده اند،این ننگی برای شهر ماست که به جای نخبه پروری مانع بروز استعدادها میشود و اینچنین نخبگانی را ازدست میدهد شاید برای همین محدودیت های فکری و طبقاتی هست که بخش ساردوئیه همراه با یزد ،بخش شد،اما یزد استان شد و ساردوئیه همچنان متروک و دست به دامان مانده است و نیز جیرفت دهه هاست دست و پا میزند تا به حق و جایگاه خود یعنی استان شدن برسد اولین دلیلیش همین خودی دشمنی و کینه توزی و فرار نخبگان و محدودیت های فکری و طبقاتی و تعبیض نژادی است که جامعه را از لحاظ فرهنگی صدسال از دیگر شهرهای کشور عقب نگه داشته است،روشن فکران تحصیل کرده شهرما کجاهستند به من بگویید آیا غیر ازین هست که در جیرفت هنوز افرادی بخاطر نژادشان نمیتوانند با فرد مورد علاقه خود ازدواج کنند آیا درچنین شهری جای رشد و ترقی چنانچه شایسته است وجودخواهد داشت؟اگر بگویید بله بدین معنی است که شما نیز در عصر حجر مانده اید و کت و کراوات گرانقیمت شما از علم و دانش و وجود شما ارشمندتراست چرا که “یک ابله تحصیل کرده از یک ابله بی سواد ابله تراست!”.بارگناه این ظلم را چه کسانی بر دوش میکشند؟ به خدای احد و واحد قسم حتی نذر و قربانی کرده ایم که این ظلم و بی عدالتی از طایفه و جامعه ما دفع و ریشه کن شود و ما هم مانند دیگر افراد بتوانیم در جامعه و مملکت خود به دور از هر توهین و تبعیض و آزاری مانند یک شهروند عادی زندگی کنیم‌ و همچنین شاهد رشد و شکوفایی و رونق شهر و دیار خود باشیم
لطفا برای انسانیت صدای ما باشید و ما را همانگونه که هستیم بپذیرید تا با هم و با یکدیگر باشیم نه بر علیه یکدیگر.

والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته

نظرات بینندگان:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *