قلمی برای مردم جنوب کرمان؛از دل خاک تا حریم نور/الهام دوماری

من برای مردمان نجیب جنوب کرمان قلم می زنم برای مردمانی که هر روز با طلوع خورشید زندگی را دوباره می سازند برای کسانی که در گرمای طاقت فرسا با دست های پرتوان و قلبی پرامید دردها و نیازهایشان را به سکوت می سپارند
اما من می خواهم صدای آن سکوت باشم
روایتگر رنجها، امیدها، شادیها و آرزوهایشان.
من می نویسم تا پل ارتباط باشم
میان آنهایی که می بینند و آنهایی که دیده نمی شوند میان صداهایی که فریاد می زنند و آن هایی که بی صدا نجوا می کنند.
در این سرزمین که نخل ها سایهاندازان روزهای سختاند و مردمانی با لبخندی ساده دارد قلم من باید راست گو و امین باشد امین دردهایی که به جان نشسته و امیدهایی که در دل می تپد.
من شاگرد مکتبی ام که در دل همین جنوب شکل گرفته مکتبی که به من آموخت «خبر» فقط یک واژه نیست خبر حقیقت است،مسئولیت است، امانت است. مکتبی که فهمیدم هر کلمه باید پا به پای حقیقت بایستد و هر جمله باید نورافکن راه مردم باشد.
اما این قلم ، تنها مختص مردمان نجیب جنوب کرمان نیست گاهی قلمم در هوای پاک و معنوی مشهد در حریم امام رئوف حضرت رضا علیهالسلام به خادمی شمس الشموس مفتخر می شود جایی که هر کلمهاش رنگی از نور و معنویت می گیرد و هر نیتی که در این حرم شکل می گیرد، برکت می یابد.
این افتخار بزرگ را نه تنها بر دوش دارم،
بلکه چراغ راه خود می دانم چرا که نوشتن برای مردم جنوب کرمان نوشتن در سایه خورشید امام رئوف است.امامی که عدالت و مهرش، چراغ هدایت همه ماست.
اینجا در دل جنوب کرمان با دلی سرشار از عشق به مردم و تعهد به حقیقت می نویسم، می نویسم تا صدای بی صداها باشم می نویسم تا چراغی در مسیر عدالت و آگاهی روشن بماند و می دانم که هر کلمهام در این مسیر از برکت نگاه مهربان حضرت رضا علیهالسلام جان می گیرد./ الهام دوماری
