منشور حکمرانی علوی: درسهایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه”(نامه ۵۳نهج البلاغه)فصل نهم

بسم الله الرحمن الرحیم
منشور حکمرانی علوی: درسهایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه”(نامه ۵۳نهج البلاغه)فصل نهم
دوری از بزرگ بینی و دیکتاتوری :
۱-إِیَّاکَ وَ مُسَامَاهَ اللهِ فِی عَظَمَتِهِ ، بپرهیزید از این که در بالا بودن خودت را مساوی خدا بگیرید! ادعای خدایی کنید و خدا را بنده نباشید! بپرهیزید از این که خودتان را بالا بگیرید.
قرآن می فرماید : الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ بزرگ واقعی او است و بقیه هیچی . بپرهیزید از این که خودتان را هم ردیف خدا بزرگ و با عظمت ببینید .
وَالتَّشَبُّهَ بِهِ فِی جَبَرُوتِهِ ، مبادا خودتان را شبیه خدا بگیرید در جبروت ، از جبر می آید ، طرف جباری میکند و باید نباید راه می اندازد وهی دستور میدهد!
خطبهی ۱۳۱ را ببینید خیلی عجیب است: من قسمتی از آن را میخوانم آدرس میدهم خودتان مراجعه کنید : وَ قَدْ عَلِمْتُمْ ، حالا فهمیدید، أَنَّهُ لَا یَنْبَغِی أَنْ یَکُونَ الْوَالِیَ علَى الفُروجِ و الدِّماءِ و المَغانِمِ و الأحْکامِ ،
والی ولو حضرت علی(ع) باشد ، ولایت به ناموس و به خون و به مال مردم ندارد و از جانب خودش احکام و باید و نباید هم ندارد ، چون که واجب و حرام را خدا میگوید و او هم موظف است اجرا کند و نباید امام جامعه بخیل باشد و بخواهد منفعت طلب باشد، وَ لَا الجَاهِلُ، جاهل هم نباید باشد، ، باید فهمیده باشد، و ولایت هم ندارد بر ناموس مردم و بر احکام و بر مال مردم و بر خون مردم! نکند یک وقت احساس تشبه کند و خودش را در جبروت شبیه خدا بگیرد و باید و نباید راه بندازید چه خبر است؟
سرانجام بزرگ بینی و دیکتاتوری :
فَإِنَّ اللّهَ یُذِلُّ کُلَّ جَبَّارٍ،وَ یُهِینُ کُلَّ مُخْتَالٍ، خدای عزیز هر دیکتاتوری را به ذلت میکشد، کلمهی باید را نگوییم مگر این که خدا گفته باشد، و الا یُهِینُ کُلَّ مُخْتَالٍ، هر آدم خیالاتی را ذلیل و خوار میکند، مقام خیالاتیاش کرده که باید میگوید بعضیها دیکتاتور هستند حالیشان نیست. ممکن است طرف پستی هم نداشته باشد، ولی دیکتاتور باشد. فَإِنَّ اَلْکِبْرَ رِدَاءُ اَللَّهِ بزرگی رداء الهی است. فَمَنْ نَازَعَ اَللَّهَ رِدَاءَهُ قَصَمَهُ اَللَّهُ وَ أَذَلَّهُ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ هر که بخواهد تکبر کند، خدا پایینترش میآورد و از قبل هم پایینترش میآورد.
داستان یک پیر زن سرگین جمع کن دیکتاتور
این جریان را ببینید حضرت رسول (ص) ، در کوچههای مدینه میرفت یک زن سیاه پوستی در مسیر بود تَلقُطُ السرقِینَ، (سرقین همان سرگین را میگویند) این زن سیاه پوست داشت فضولات حیوان جمع میکرد! به او گفتند تَنَحِّی عن طریقِ رَسولِ اللّه ِ برو یک ناحیه، برو کنار پیغمبر دارد میآید. گفت: راه باز جاده دراز! قال فقالَت : إِنَّ اَلطَّرِیقَ لَمُعْرَضٌ گفت راه بازاست و عرض آن زیاد است، پیامبر از آن طرف برود! یک عدهای قصد کردند که با او برخورد کنند.
حضرت فرمود ، ولش کنید، فإنَّها جَبّارَهٌ این زن دیکتاتور است! پس یک پیرزن سیاه پوست سرگین جمع کن هم می تواند دیکتاتور باشد پس ما هم مواظب خودمان باشیم ما هم ممکن است دیکتاتور باشیم. (باید) معنا ندارد اینها همه به ذلت کشیده میشوند و اینطور کار پیش نمی رود .
زوال قدرت های پوشالی دیکتاتوری :*
حُذیفه و سلمان در مورد عجایب زمان صحبت میکردند که به ایوان کسرا در مدائن رسیدند ، اما حالا دیگر سلطانی نیست به قصر که رسیدند رفتند داخل و میگفتند ببین اینجا چه بوده و الان چه شده . اینجا و کانت ملوک الزّمان إذا وصلوا إلى قرب سریره طرحوا أنفسهم على التراب، سلاطین که به اینجا میآمدند ، نزدیک تخت انوشیروان یا خسرو که میرسیدند، (پادشاهان ایران را ، کسرا یا خسرو میگفتند) به سجده میافتادند و خودشان را روی خاک میانداختند اما حالا باد می وزد در اینجا !
*یک وقت دیدند که یک چوپانی با گوسفندهایش آمد داخل، گفتند شما اینجا چه میخواهید؟! گفت ما وقتی خسته میشویم میآییم اینجا استراحت میکنیم! گوسفندی هم رفت روی تخت نشست، گفتند ما چه میگفتیم چه شد! *این همان تختی بود که سلاطین جلوی آن به سجده میافتادند حالا گوسفند از آن بالا رفته است. پس خیلی خودمان را بزرگ حساب نکنیم.*
نتیجهگیری :
این بخش از نامه ۵۳ نهجالبلاغه، درسهای حیاتی در مورد پرهیز از خودبزرگبینی و دیکتاتوری ارائه میدهد. تأکید بر اینکه عظمت واقعی از آن خداوند است و انسان باید همواره جایگاه خود را به عنوان بنده بشناسد، اصل کلیدی این متن است. حکایتهای بیان شده، از جمله عدم تشبه به جبروت الهی، سرانجام ذلتبار جبّاران و عبرت از زوال پادشاهان، همگی به یک نکته اشاره دارند: فروتنی و عدالت، تنها راه پایدار و ارزشمند در حکمرانی و زندگی فردی است.
بزرگی واقعی، در کوچکی در برابر خدا و خدمت به خلق نهفته است، نه در ادعای برتری و تحمیل اراده شخصی.
