. یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵

کد خبر: 114916 تاریخ انتشار : شنبه 13 سپتامبر 2025 | 08:39 ق.ظ

منشور حکمرانی علوی: درس‌هایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه”(نامه ۵۳نهج البلاغه؛ فصل دهم ؛بخش اول)

بسم الله الرحمن الرحیممنشور حکمرانی علوی: درس‌هایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه”(نامه ۵۳نهج البلاغه؛ فصل دهم ؛بخش اول)اهمیت انصاف در حکمرانی :بررسی نقش وابستگان و نزدیکان مسئولین در رفتار عادلانه یا ظالمانه مسئولین : انصاف باخدا و مردم :أَنْصِفِ اللهَ وَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ، انصاف را در مورد خدا رعایت کنید […]

بسم الله الرحمن الرحیم
منشور حکمرانی علوی: درس‌هایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه”(نامه ۵۳نهج البلاغه؛ فصل دهم ؛بخش اول)
اهمیت انصاف در حکمرانی :بررسی نقش وابستگان و نزدیکان مسئولین در رفتار عادلانه یا ظالمانه مسئولین :

انصاف باخدا و مردم :
أَنْصِفِ اللهَ وَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ، انصاف را در مورد خدا رعایت کنید ، در مورد مردم نسبت به خود رعایت کنید.  نمی‌شود خودتان، اطرافیانتان، پسرخاله‌هایتان، رفیق‌هایتان وضع‌شان خوب باشد ولی بقیه مردم بدبخت باشند این نمی‌شود،
پرهیز از تبعیض و دوگانگی رفتاری بین مردم و نزدیکان !:
وَ مِنْ خَاصَّهِ أَهْلِکَ، و اهل خانواده خصوصی تان
وَ مَنْ لَکَ فِیهِ هَوًى مِنْ رَعِیَّتِکَ، و آن کسانی که دل به آن‌ها داری از همین مردم انصاف را در ارتباط با همه رعایت کن ،
فَإِنَّکَ إِلاَّ تَفْعَلْ تَظْلِمْ؛ جناب مالک اگر این کار را نکنی ظالم هستی. ظلم همین است که در حکومت تو تبعیض دیده بشود.
خوش رفتاری و رعایت انصاف مسئول ونزدیکان و اطرافیانش با مردم :
قسمتی از عهدنامه‌ی حضرت را به محمد ابن ابی بکر در نامه‌ی ۲۷ بخوانم: فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَکَ، وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَکَ، هم خودت نرم‌خو باش و هم اطرافیان تو خوب باشند، یک وقت مردم نگویند فلانی خودش خوب است اما اطرافیانش بد هستند و به درد نمی‌خورند ! وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَکَ، با مردم خوش برخورد باش. این‌جا را ببینید وَ آسِ بَیْنَهُمْ فِی اللَّحْظَهِ وَ النَّظْرَهِ در نگاه‌ها مساوات داشته باش و از نظر زمان هم برابر نگاه کن، گاهی مسئولین به یکی نگاه نمی‌کنند اما دیگری را حسابی تحویل می گیرند !
چرا نباید نگاه متفاوت مسئول باشد :
اما چرا نباید چنین باشند ؟ چون حَتَّى لَا یَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِی حَیْفِکَ لَهُمْ
تا بزرگان طمع نکنند و تو را بچاپنند،
وَ لاَ یَیْأَسَ اَلضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِکَ عَلَیْهِمْ
و مردم بیچاره هم مایوس نشوند از عدالت تو،
پس حتی نگاه متفاوت یک مسئول یک عده‌ای را پررو می‌کند و یک عده ای را نا امید!
پس مبادا عده ای تو را بچاپند و عده ای بگویند این حکومت به درد نمی‌خورد،
فَإِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى یُسَائِلُکُمْ مَعْشَرَ عِبَادِهِ عَنِ اَلصَّغِیرَهِ مِنْ أَعْمَالِکُمْ وَ اَلْکَبِیرَهِ
خدا از کوچک و بزرگ رفتارتان در حکومت بر مردم می‌پرسد. اَلظَّاهِرَهِ وَ اَلْمَسْتُورَهِ ظاهر و پنهان تو را می‌پرسند!

اگر انصاف رعایت نشود نگاه متفاوت برای عده‌ای طمع می ‌آورد و عده‌ای را مایوس می کند!

فَإِنَّکَ إِلاَّ تَفْعَلْ تَظْلِمْ؛ اگر انصاف را رعایت نکنید ظالم هستید.

وَ مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللهِ کَانَ اللهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ، کسی که ظلم به بندگان خدا کند خدا دشمن او است، غیر از این که بندگان هم دشمن او هستند، این تبعیض مردم را دشمن حکومت می‌کند و خدا هم دشمن او است؛
وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللهُ، آن کسی که خدا با او دشمنی کند.
أَدْحَضَ حُجَّتَهُ، وَ کَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّى یَنْزِعَ أَوْ یَتُوبَ به هم ریخته می‌شود و دیگر نمی‌تواند استدلال بیاورد و هرچه که به مردم بگوید هم باور نمی‌کنند و به جنگ خدا رفته مگر اینکه یَنْزِعَ أَوْ یَتُوبَ، دست از کار خود بردارد و توبه کند.
دلیل دشمنی مردم با مسئولین :
امام صادق(ع) جریان عجیبی را نقل می‌کند:حضرت علی (ع) آمدند بصره تا با مردم صحبت کنند ، فرمودند قبل از اینکه جنگ بشود بگذارید با مردم صحبت کنم لا تعجلوا على القوم حتّى أعذر فی ما بینی و بین اللّه تعالى و بینهم

عجله نکنید و جنگ نکنید، بگذارید کامل حرف‌هایمان را بزنیم. حضرت بلند شد آمد در میان مردم ، یا أهل البصره هل تجدون علیّ جورا فی حکم ؟ ای مردم بصره آیا در نحوه‌ی قضاوت هایی که کرده‌ام، ظلمی دیده‌اید؟ گفتند: نه! قال: فحیفاً فی قسم؟ آیا در تقسیم اموال، حیف و میلی کرده‌ایم؟ به یک عده‌ای بیشتر داده‌ایم، به یک عده‌ای کمتر؟ گفتند نه قال: فرغبه فی دنیا أخذتها لی و لأهل بیتی دونکم؟ آیا من برای خودم و نزدیکانم رفاهیاتی درست کردم، اما برای شما کوتاهی کردم؟ فنقمتم، به این دلیل انتقام گرفتید؟ فنکثتم بیعتی؟ به این دلیل بیعت‌شکنی می‌کنید؟ قالو لا گفتند: نه. قال فاقمت فیکم الحدود وعطّلتها عن غیرکم؟ آیا من احکام و حدود الهی ، و توبیخات و تنبیهات دادگاه را برای شما داشتم و برای خودم تعطیل کردم؟ فقال فما لبیعتی تنکث و بیعه غیری لا تنکث پس چرا بامن بیعت‌شکنی می‌کنید؟ خیلی راحت. صریح در این مسئله است، مردم اگر من تبعیض می‌کردم، اگر قوه‌ی قضاییه ظلم می‌کرد، اگر رفاه برای خودم بود و برای شما نمی بود، آن‌موقع‌ شما یک دلیلی برای جنگ داشتید. اما حالا چه‌دلیلی برای این مسئله دارید!؟

پس بین خود و مردم انصاف را رعایت کنید. خواص با بقیه فرق نکنند، هیچ فرقی نکنند. اگر قرار است از بیت‌المال بدهید ، به همه برسد .

نتیجه‌گیری :
این متن ارزشمند، با الهام از نامه ۵۳ و ۲۷ نهج‌البلاغه و سیره امام علی (ع)، به روشنی مبانی حکمرانی عادلانه را تشریح می‌کند.

بر اساس آموزه‌های علوی، اساس حکومت بر رعایت کامل انصاف با خدا و مردم استوار است؛ به طوری که حاکم باید از هرگونه تبعیض در برخوردها، تقسیم بیت‌المال، و حتی در نگاه و توجه به افراد، پرهیز کند. نه تنها خود حاکم، بلکه اطرافیان و خویشاوندان او نیز باید از هرگونه برتری‌جویی و رفاه‌طلبی ناعادلانه دوری کنند.
پیامد عدم رعایت این اصول، ظلم است که نه تنها موجب دشمنی مردم می‌شود، بلکه خشم و دشمنی خداوند را نیز در پی دارد و قدرت استدلال و مشروعیت حاکم را زایل می‌سازد. داستان امام علی (ع) در بصره نمونه‌ای عینی است که نشان می‌دهد چگونه یک حاکم عادل با شفافیت و بی‌طرفی کامل، هرگونه بهانه‌ای برای مخالفت و بیعت‌شکنی را از بین می‌برد.
در نهایت، تأکید می‌شود که در حکومت اسلامی، هیچ تفاوتی بین خواص و عموم مردم، و هیچ تبعیضی در دسترسی به منابع عمومی وجود ندارد. عدالت و انصاف باید شامل حال همگان باشد تا هم اعتماد عمومی حفظ شود و هم مورد رضایت الهی قرار گیرد.

نظرات بینندگان:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *