. چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

کد خبر: 115099 تاریخ انتشار : جمعه ۲۸ شهریور ۱۴۰۴ | ۱۴:۴۹ ب٫ظ

منشور حکمرانی علوی: درس‌هایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه -بررسی نامه ۵۳ نهج البلاغه -فصل یازدهم

بسم الله الرحمن الرحیم منشور حکمرانی علوی: درس‌هایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه -بررسی نامه ۵۳ نهج البلاغه -فصل یازدهم اول: اهمیت اعتدال در رفتار مسئولین و تشخیص علمی آن وَلْیَکُنْ أَحَبَّ الاْمُورِ إِلَیْکَ أَوْسَطُهَا فِی الْحَقِّ، آقای مالک، بهترین امور در نظر شما، أَوْسَطُهَا، باشد. یعنی اعتدال،چرا که هر افراط و […]

بسم الله الرحمن الرحیم

منشور حکمرانی علوی: درس‌هایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه -بررسی نامه ۵۳ نهج البلاغه -فصل یازدهم

اول: اهمیت اعتدال در رفتار مسئولین و تشخیص علمی آن

وَلْیَکُنْ أَحَبَّ الاْمُورِ إِلَیْکَ أَوْسَطُهَا فِی الْحَقِّ،

آقای مالک، بهترین امور در نظر شما، أَوْسَطُهَا، باشد. یعنی اعتدال،چرا که هر افراط و تفریطی جاهلانه است.

تشخیص این که آیا این راه اعتدال است یانه خیلی علمی است. حضرت در نهج البلاغه دارد: لَا یُرَى الْجَاهِلُ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً ، این انسان‌های جاهل هستند که اعتدال را بلد نیستند، لذا یا افراطی عمل می‌کند یا تفریطی! تشخیص اعتدال یک کار علمی است.
علم در نهج البلاغه هم به دو معنی است یکی به همین معنا است، که وقتی می گوید : جاهل مُفرِطٌ أو مُفَرِّطٌ ، است یعنی، عاقل غیرُ مُفرِطٍ و مُفَرِّطٍ ؛عالم مسیر اعتدال را می شناسد ،
مورد دیگر هم علم در نهج البلاغه به معنی حل مشکل بیان شده است، لاَ عِلْمَ کَالتَّفَکُّرِ ، هیچ علمی مثل فکر کردن نیست و فکر هم یعنی حل مشکل.
از معلومات به مجهولات رفتن و حل مجهول کردن، الفکر حرکه العقل بین المعلوم والمجهول ، الفکر حرکه من المبادی و من مبادی الی المرادی.

معنی دیگر علم و فهم عمیق، پیش‌گیری و درمان است:

الْفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ، فقیه درست و حسابی به چه کسی می‌گویند؟ فهیم به چه کسی می‌گویند؟ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ، مایوس نکنید مردم را از رحمت خدا، بله، وَ لَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَکْرِ اللَّهِ، از مکر الهی هم امانشان ندهید.

اولا هشدارها را بگویید، پیش‌گیری‌ها را داشته باشید و اگر عده‌ای بدبخت هم شدند باز هم راه‌حلی برای آنها داشته باشید. در هرصورت تشخیص این‌که فلان کار در مسیر اعتدال است یا نه ، یک کار علمی است*

دوم: ضرورت مشورت با عالمان و حکیمان

درهمین نامه دارد، أَکْثِرْ مُدَارَسَهَ الْعُلَمَاءِ وَ مُنَاقَشَهَ الْحُکَمَاءِ، آقای مالک شما الان درگیر کار اجرایی هستی،لذا باید دانشمندان و روش‌شناسان را داشته باشی و با آن‌ها زیاد بحث علمی داشته باشی.
پس باید به این مسئله توجه داشته باشید که ، أَحَبَّ الاْمُورِ إِلَیْکَ أَوْسَطُهَا، است اما این‌جا دارد، أَوْسَطُهَا فِی الْحَقِّ، یعنی حتی در مسیر عمل به حق، چون مردم به آن دقت نکردند.

*سوم: واقع‌گرایی در اجرای حق و نتایج آن
حق ؛کامل وصدردصدقابلیت اجرایی ندارد
به معنی اینکه بخواهیم صدرصد حق را اجرایی کنیم، اما مگر می‌شود!؟ آن هم با این جامعه و با این مردم نمی‌شود، این طور نیست که واقعا بشود. از طرفی هم روایاتی داریم راجع به اینکه خیرالامور چیست؟
آنجا دارد، خَیْرُ اَلْأُمُورِ عَزَائِمُهَا ، کجا می‌توانید تصمیم بگیرید و اجرایی کنید؟ حقِ صدرصد، شدنی نیست! خب از آن طرف روایات دیگر را ببینید، خَیْرُ اَلْأُمُورِ أَعْجَلُهَا عَائِدَهً وَ أَحْمَدُهَا عَاقِبَهً ، بهترین امور این است که زود نتیجه بدهد و آخر و عاقبت آن هم خوب بشود. واقعا هم حقِ صدرصد محقق نمی‌شود. وقتی یک نفر بگوید من می‌خواهم نفر اول کنکور بشوم، چقدر باید زحمت بکشد؟ آیا اصلا شدنی است؟
لذا فرمودند : خَیْرُ اَلْأُمُورِ مَا سَهُلَتْ مَبَادِیهِ وَ حَسُنَتْ خَوَاتِمُهُ وَ حُمِدَتْ عَوَاقِبُهُ ، بهترین امور این است که آغاز آن آسان، آخر آن خوب و نتیجه‌ای که می‌دهد، قابل تمدید باشد.
لذا روان شناس‌ها هم می‌گویند بهترین نمره ۱۶ است، ۲۰ نیست ! چون برای ۲۰ خیلی استرس به آدم وارد می‌شود. خیلی از کارهای دیگرش عقب می‌ماند. پس لذا در مسئله‌ی حق هم این را داشته باشیم، همین نمره قابل قبول خوب است والا اگر بخواهیم صدرصد از هر نظر خوب باشد نمی شود ،این نامه‌ی حکومت داری است، و باید تا قیامت این اجرا بشود و این هم شدنی است. همین که نمره قبولی خوبی گرفته بشود، مثلا شانزده‌، هفده‌، این خیلی خوب است.
بالاتر از آن هم نه که بد باشد، ولی شدنی نیست و سخت است و از همه کارها می‌مانیم، چه کسی می‌خواهد شروعش کند! چه کسی می‌خواهد به پایانش برساند! چه کسی می‌خواهد تصمیم آن را بگیرد! نمره‌ی صد در صد نمی‌شود،

چهارم: گستره عدالت و برتری آن بر جود و سخاوت
وَأَعَمُّهَا فِی الْعَدْلِ ، بهترین امور این که است از نظر عدالت، گستره‌اش بیشتر باشد. و فایده اش شامل همه بشود.
لذا از حضرت علی (ع) پرسیدند، که عدالت بهتر است یا جود و سخاوت ؟ فرمود عدالت به دو دلیل بهتر است. اولا این که خب عدالت، یک کاری در موضع خود است و شخصی که حقی را خورده ما از او پس‌ می‌گیریم و به صاحبش می دهیم . اما جود، یک کاری بر خلاف موضع است، یکی دیگر خورده ! و یکی دیگر زحمت می کشد و از جیب خودش به این کمک می کند.

الْعَدْلُ یَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَ الْجُودُ یُخْرِجُهَا مِنْ جَهَتِهَا ، *دلیل دوم برتری عدالت بر جود* : وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ، عدالت یک سیاستی است که گسترده وفراگیر است.اگر عدالت باشد می تونیم بگوییم هر که به او ظلم شده، بیاید، رسیدگی می‌کنیم . اما اینکه هرکه نیاز دارد بیاید، جود می‌کنیم، نه توان آن هست و نه می‌شود! وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ. جود فقط مشکل عده ای خاص را حل می کند . فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَ أَفْضَلُهُمَا، پس عدالت بهتر و شریف‌تر شد.*نتیجه‌گیری کوتاه* :این نامه حکومتی امام علی (ع) بر اهمیت اعتدال علمی، مشورت با حکیمان، واقع‌بینی در اجرای حق با رویکردی که شدنی و دارای عواقب نیکو باشد و همچنین گستره و برتری عدالت بر جود تأکید دارد، تا پایه‌های حکمرانی عادلانه و پایدار را فراهم آورد.

نظرات بینندگان:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *