منشور حکمرانی علوی: درسهایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه(بررسی نامه ۵۳ نهج البلاغه – فصل سیزدهم) خواص پرهزینه، مردم ستون دین

بسم الله الرحمن الرحیم
منشور حکمرانی علوی: درسهایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه(بررسی نامه ۵۳ نهج البلاغه – فصل سیزدهم) خواص پرهزینه، مردم ستون دین
ویژگی های خواص و خسارتی که برای حکمرانی عادلانه به دنبال دارند:
وَ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ الرَّعِیَّهِ أَثْقَلَ عَلَى الْوَالِی مَئُونَهً فِی الرَّخَاءِ، احدی از مردم سنگینی و پرخرجی اش، به اندازه خواص، برای حاکم و کشور در حالت آسایش و رفاه نیست،
وَ أَقَلَّ مَعُونَهً لَهُ فِی الْبَلَاءِ، و در بلا و گرفتاری هم کم کمکتر از آنها کسی نیست،
وَ أَکْرَهَ لِلْإِنْصَافِ، از رعایت انصاف هم خیلی بدش میآید. (می گوید چرا نصف، نصف!؟ چرا ما با بقیه مردم در سختی برابر باشیم!؟ بدش هم میآید)
وَ أَسْأَلَ بِالْإِلْحَافِ، در درخواست پر اصرار است و آنقدر اصرار میکند که به خواستهاش برسد،
وَ أَقَلَّ شُکْراً عِنْدَ الْإِعْطَاءِ، و در وقت عطا هم کمتر تشکر میکند،
وَ أَبْطَأَ عُذْراً عِنْدَ الْمَنْعِ، وقتی هم به او ندهید اصلا عذرپذیر نیست و شرایط را درک نمی کند
وَ أَضْعَفَ صَبْراً عِنْدَ مُلِمَّاتِ الدَّهْرِ، و بسیار کم صبر و ضعیف است و در سختی های روزگار هم پیدایش نمیشود، بی انصافتر، پر خرجتر، کم طاقتتر است، *این ها چه کسانی بودند:
مِنْ أَهْلِ الْخَاصَّهِ، *همین خواصی که اینقدرهم هارت و پورت میکنند!**
این ها خواصاند، یک مقدار صدای جنگ که برسد، بعد معلوم میشود:
سروده ایی از شاعر عرب زبان که حکایت حال همین خواص در جامعه دارد:
أسد علی و فی الحروب نعامه ربداء تنفر من صفیر الصافر
هلا برزت إلى غزاله فی الوغى بل کان قلبک فی جناحی طائر
اَسَدٌ عَلَیَّ وَ فِی الحُروبِ نَعامَه، به ما که میرسد، شیر است، به جنگ که میرسد شتر مرغ است!
رُبَدَاءٌ تَنفَرُ مِن صَفیرِ الصَافِرِ، این ترسو از آواز یک پرندهی معمولی وحشتش میگیرد و رنگش زرد میشود!
هَلّا بَرَزتَ إلى غَزالَهٍ فِی الوَغَى، نمیخواهد شما به میدان جنگ با دشمن بیایید. شما برو به میدان جنگ با آهو اگر میتوانی! اماجرأت ندارد حتی به سوی یک آهو برود، چرا:
بَل کانَ قَلبُکَ فِی جَناحَی طائرٍ، قلب شما در دو بال پرنده است، دل شما اندازه دل گنجشک است، شما جگر جنگ ندارید! ولی پرمصرف، پرخرج، بی انصاف، نامرد هستید.
اما ویژگیهای عموم مردم (ستونهای اصلی جامعه):
وَ إِنَّمَا عَمُودُ الدِّینِ، (اِنَّمَا: اَدات حصر است، فقط و فقط) این مردم ستون دین هستند،
وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ، وحدت مسلمین،
وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ، و آمادگی برای مقابله با دشمنان،
الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ، ( فقط و فقط این وحدت و مقابله با دشمن و دین داری) در عموم همین مردم از امت است.
دللایل بالا علت گرایش مسئولین به عموم مردم نه خواص بی خاصیت پر خرج تراش:
به این دلیل است که میگوییم شما به عموم مردم گرایش داشته باشید:
فَلْیَکُنْ صِغْوُکَ لَهُمْ، نتیجه میگیرد: پس باید، دل شما با این عموم مردم باشد،
وَ مَیْلُکَ مَعَهُمْ، و تمایل شما با این مردم باشد.
پس در برنامهریزی ها ما بخواهیم مردم را راضی کنیم. عدهای خواص که نمیتوانند کمتر اختلاس کنند هم به جهنم، بگذار ناراحت هم باشند.
خلاصه و نتیجهگیری:
این بخش از نامه ۵۳ نهجالبلاغه، که به منشور حکمرانی علوی مشهوره، یه جورایی داره “خواص” جامعه رو زیر ذرهبین میذاره و حسابی از خجالتشون در میاد ! انگار امام علی (ع) با یه لحن طنزآمیز (البته برای ما که میخونیم!) داره میگه: این خواص، تو دوران خوشی مثل “بختک” میمونن، حسابی پر خرج و پر توقع. ولی تا بوی سختی میاد، “شترمرغ” وار غیبشون میزنه و کمترین کمکی نمیکنن. از انصاف که اصلا خوششون نمیاد و تو درخواستهاشون “سمج” ترین موجودات عالم هستن. اگه بهشون چیزی بدی، تشکرشون “بخیلانه” است و اگه ندی، اصلا عذرخواهی و درک حال و روز جامعه رو بلد نیستن. تازه، تو روزای سخت، “طاقتشون” از یه برگ پاییزی هم کمتره! شاعر عرب زبان هم که دیگه تیر خلاص رو میزنه و میگه: اینا واسه مردم “شیر” میشن، ولی تو جنگ “مرغابی” هم ازشون جسورتره! دلشون هم اندازه “گنجشک”ه و جرات جنگیدن ندارن.
اما نقطه مقابل این جماعت، “عموم مردم” هستن. امام علی (ع) اینجا بهشون لقب “ستون دین”، “وحدت مسلمین” و “آمادگی برای مقابله با دشمنان” رو میده. یعنی در واقع، “قهرمانان واقعی” این قصهاند! مسئولین باید حواسشون باشه که فقط و فقط این مردم هستن که پشتوانه اصلی دین و جامعهان.
نتیجهگیری نهایی اینه که: مسئولین باید دل و تمایلشون رو به سمت عموم مردم ببرن، نه خواص پرخرج و بیخاصیتی که فقط بلدن غر بزنن و توقع داشته باشن. اگه یه عده از این خواص هم ناراحت شدن، “به جهنم”! چون رضایت مردم عادیه که اهمیت داره، نه نارضایتی اونایی که جز پرخرج بودن هنری ندارن.
