. چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

کد خبر: 115167 تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ | ۱۶:۲۳ ب٫ظ

منشور حکمرانی علوی: درس‌هایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه -بررسی نامه ۵۳ نهج البلاغه- فصل دوازدهم-بهترین کارها برای یک مسئول

نهج البلاغه راه و منش ومرام علی علیه السلام:بسم الله الرحمن الرحیم منشور حکمرانی علوی: درس‌هایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه -بررسی نامه ۵۳ نهج البلاغه- فصل دوازدهم-بهترین کارها برای یک مسئول ….. مقدمه: اهمیت رضایت مردم در حکمرانی وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِیَّهِ، و بهترین کار این است که رضایت مردم را […]

نهج البلاغه راه و منش ومرام علی علیه السلام:
بسم الله الرحمن الرحیم

منشور حکمرانی علوی: درس‌هایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه -بررسی نامه ۵۳ نهج البلاغه- فصل دوازدهم-بهترین کارها برای یک مسئول …..

مقدمه: اهمیت رضایت مردم در حکمرانی

وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِیَّهِ، و بهترین کار این است که رضایت مردم را در بر داشته باشد.
گاهی وقت‌ها از یک چیزی خواص خوششان می‌آید، اما مردم بیچاره و منزوی و مایوس می‌شوند و بد می‌گویند. پس بگذار عموم مردم راضی بشوند، اما خواص چطور؟ خواص مجبورند راضی بشوند. راضی هم نشد به جهنم که نشدند!

اولویت رضایت عموم بر رضایت خواص

فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّهِ یُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّهِ، چرا که خشم عموم خشنودى خواص را بی نتیجه میکند.
حضرت می‌فرماید، شما کاری بکنید که عموم مردم راضی بشوند، نه این که فقط عده‌ ای از خواص راضی بشوند.‌ حاکمی که رفتارش، برنامه‌اش طوری باشد که عامه‌ی مردم به خشم بیایند، ولی خواص خوشحال بشوند، این حاکم مزخرفی است‌. آن خواص هم از او بدتر هستند. آیا در وقت سختی آن خواص به کمک او می‌آیند؟ نه. در وقت خشم مردم، آن خواص که نمی‌آیند از حاکم دفاع بکنند. عموم مردم علیه شاه خشم کردند، مگر دور و بری‌هایش از او حمایت کردند!؟!

تبعات راضی نگه داشتن خواص به ناحق

خطبه‌ی ۱۲۶ را ببینید، أَلَا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ إِسْرَافٌ، بدانید این که بخواهید بخشش کنید، از بیت المال و به ناحق، به خواص مثلا بدهید، این اسمش، تَبْذِیرٌ وَ إِسْرَافٌ است، وَ هُوَ یَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِی الدُّنْیَا وَ یَضَعُهُ فِی الْآخِرَهِ، در دنیا این طرف را مدتی بالا می‌برد، و می‌گوید این آدم خوبی است. البته همان هایی که پول گرفتند‌. در آخرت او را پایین می‌آورند، وَ یُکْرِمُهُ فِی النَّاسِ وَ یُهِینُهُ عِنْدَ اللَّهِ، حالا این عده‌ی خاصی که پول گرفتند، این شخص را تحویل می گیرند، اما خدا به او اهانت می‌کند، وَ لَمْ یَضَعِ امْرُؤٌ مَالَهُ فِی غَیْرِ حَقِّهِ وَ لَا عِنْدَ غَیْرِ أَهْلِهِ، اگر شخصی مالی را به ناحق بدهد، به خواص مثلا بدهد، إِلَّا حَرَمَهُ اللَّهُ شُکْرَهُمْ، این اتفاق حتما می‌افتد، که خداوند او را از تشکر آن‌ها محروم می‌کند! به خواص رسیده! پول داده که تحویلش بگیرند! خدا هم حتما یک کاری می‌کند که از او تشکر نکنند! وَ کَانَ لِغَیْرِهِ وُدُّهُمْ، علاقه‌ای هم به او نخواهند داشت، بلکه به غیر او است. این جا را دقت کنید: فَإِنْ زَلَّتْ بِهِ النَّعْلُ یَوْماً، اگر هم پایش یک روزی لغزید و عموم مردم ناراحت شدند، و خشم کردند، و این سلطان تزلزل پیدا کرد، فَاحْتَاجَ إِلَى مَعُونَتِهِمْ، پس احتیاج پیدا می کند که این خواصی که پول گرفتند او را یاری کنند اما می بیند ، فَشَرُّ خَدِینٍ وَ أَلْأَمُ خَلِیلٍ، بدترین رفیق‌ها همین‌ها هستند و پر ملامت‌ترین ها همین‌ها هستند. همان خواص، پول گرفتند، اما خدا می‌خواهد تشکر نکند. خودشان می‌گویند، غلط کردی، تقصیر خودت بود. بدترین رفیق‌ها و بیشترین ملامت را همین آقایان خواهند داشت!
لذا، فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّهِ، آقای مالک اگر مردم به خشم بیایند، یُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّهِ، این رضایت خواص هم می‌رود، وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّهِ یُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّهِ، ولی خشم خواص در برابر رضایت عموم بى‏ اثر است. وقتی فقط خواص ناراحت می‌شوند، بگذار ناراحت بشوند، یُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّهِ، با رضایت عموم مورد مغفرت است. خدا می‌گوید عموم مردم راضی بشوند، چهار تا اختلاس‌گر دزد منفعت طلب ناراحت هستند، به جهنم که ناراحت هستند. و حضرت خودشان هم همین کار را کردند.

عدالت، گستردگی و شمول آن

روز دومی که حضرت علی(ع) به خلافت رسیدند خطبه‌ی ۱۵ را ایراد کردند و فرموند، وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِکَ بِهِ الْإِمَاءُ، به خدا قسم اگر ببینم با این زمین‌های اهدایی عثمان حتی ازدواج کردند یا کنیز خریده‌اند، لَرَدَدْتُهُ، برمی‌گردانم! فَإنَّ فِی الْعَدْلِ سَعَهً، به خاطر این که عدالت یک گستردگی خاصی دارد‌. این عدالت شامل همه می‌شود و همه خوششان می‌آید. وَ مَنْ ضَاقَ عَلَیْهِ الْعَدْلُ، آن حاکمی هم که عدالت بر او سخت باشد، چون چهار تا رئیس بدشان می‌آید، فَالْجَوْرُ عَلَیْهِ أَضْیَقُ، ظلم اگر بکند به او سخت‌تر می‌گذرد! بگذار چهار تا خواص ناراحت بشوند، اما میلیون‌ها نفر از عموم مردم ناراحت نشوند. اگر حاکمی عدالت بر او سخت باشد، بداند که اگر ظلم کند شرایط برای او سخت‌تر می‌شود و همه‌ی مردم خشم می‌کنند!

ویژگی‌های خواص و عموم مردم در حکومت‌داری

حالا به چه دلیل می‌گوییم رضایت خواص خیلی مطرح نیست بلکه شما عموم مردم را راضی کنید؟ می فرماید خب ببینید خواص چه کسانی هستند؟ اگر ما بخواهیم نمره بدهیم به خواص، در پرخرجی، در پر توقعی و بی خاصیتی نفر اول‌ هستند ولی در وقت سختی‌ها پیدایشان نیست! مشکلات کشور را این عموم مردم دارند به دوش می‌کشند. وحدت با این‌ها است، دفاع از کشور با این‌ها است، ایمان و اسلام توسط این‌ها حفاظت می‌شود، آن‌ها فقط پر مصرف و پرخرج و پر ادعا هستند. چرا ما آن‌ها را راضی کنیم؟! ببینید یا کشور در حال رفاه و رخا است یا در حال بلا است. اگر مسئولی در حال بدبختی کشور، از مسئولیت فراری است، چرا هوای این‌ها را ما داشته باشیم!؟
نتیجه‌گیری: لزوم ترجیح منافع عموم بر منافع خواص
در حکمرانی، جلب رضایت عموم مردم بر رضایت خواص اولویت دارد. حاکمان باید به دنبال اجرای عدالت و برطرف کردن نیازهای جامعه باشند، حتی اگر این امر به نارضایتی عده‌ای از خواص منجر شود. چرا که در زمان بحران و سختی، این عموم مردم هستند که پشتیبان و مدافع حکومت خواهند بود، نه خواص منفعت‌طلب.

درس‌هایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه – بررسی نامه ۵۳ نهج البلاغه – فصل چهاردهم

بسم الله الرحمن الرحیم
منشور حکمرانی علوی: درس‌هایی جاودان از امام علی (ع) برای حکمرانی عادلانه – بررسی نامه ۵۳ نهج البلاغه – فصل چهاردهم
ای مسئولین !تجسس ممنوع و جاسوسان عیب جو را از خودتان دور کنید !

جاسوسان: منفورترین افراد در حکمرانی عادلانه

وَلْیَکُنْ أَبْعَدَ رَعِیَّتِکَ مِنْکَ وَأَشْنَأَهُمْ عِنْدَکَ، باید دورترین رعیت از تو‌، ومنفور ترین افراد نزد تو وشنیع‌ترین آنها، یعنی این که حالتان از او بهم بخورد! چنین شخصی در نظر شما چه کسی باشد؟ أَطْلَبُهُمْ لِمَعَائِبِ النَّاسِ، همین جاسوسان، آن‌ها که بیشتر به دنبال عیب گیری از مردم هستند. حالتان بهم بخورد از اینها ، و این‌ها را از خودتان دور بکنید.

یک جریان تاریخی ازیک جاسوسی!:

کانت الأکاسره لا تأذن لأحد أن یطبخ السکباج، سکباج آش سرکه را می‌گفتند. یک چیز تحفه‌ای هم نبوده، اما این سلاطین هرکاری دلشان می‌خواست می‌کردند ! هیچ کس حق نداشت غذای سلطنتی سکباج بخورد. نباید آش سرکه درست می کردند، چیزی هم نبود اما مردم را اینجوری اذیت می‌کردند، می‌گفتند، سکباج یا همان آش سرکه اختصاص به سلاطین دارد! یک بنده خدایی یک جمعی را دعوت کرد به مهمانی و گفت یک غذای سلطنتی به شما بدهیم کیف کنید. وقتی آمدند برای آن‌ها آش سرکه درست کرده بود. یک خبر کش هم رفت جاسوسی کرد و به انوشیروان گفت که فلانی ما را دعوت کرده و بهمون آش سرکه داده !خلاصه رفتند نمک خوردند و نمک‌دان شکستند، و سفره ای پهن کردند که در آن سفره سکباج بود

انوشیروان هم زیر این گزارشی که داده بود نوشت: قد حَمِدنا نصیحتَک، ما تشکر می‌کنیم از این که دلسوزی کردی و برای ما خبر آوردی، و ضممنا صدیقک الی سوءِ اخیار الاخوان، ولی رفیق خری داشتی که تو را به دوستی انتخاب کرده!
رفیق بدی داشتی. تو رفتی و نان او را خورده‌ای، بعد آمدی علیه او گزارش می‌دهی! آن رفیق تو دوست بدی را برای خودش انتخاب کرده. این افرادی که خبرکشی می‌کنند، از آن‌ها حالتان بهم بخورد.

وظیفه مسئول: عیب‌پوشی و حفظ آبروی مردم

فَإِنَّ فِی النَّاسِ عُیُوباً، بله در میان مردم عیب‌هایی است و حتما هم است، الْوَالِی أَحَقُّ مَنْ سَتَرَهَا، و والی شایسته‌ترین و سزاوارترین شخصی است که عیب پوشی کند. والی باید آبروداری کند. فَلاَ تَکْشِفَنَّ عَمَّا غَابَ عَنْکَ مِنْهَا، از عیب‌هایی که پنهان است، پرده برندار! فَإِنَّمَا عَلَیْکَ تَطْهِیرُ مَا ظَهَرَ لَکَ، البته بر تو وظیفه است که پاک کنی آن عیوبی که واضح و ظاهر شده است.

اما تجسس در خانه‌ها نکن. و شاید از همین قسمت بشود این نتیجه را گرفت،که حجاب باید در جامعه الزامی باشد. حالا کار نداریم در خانه‌ آن‌ها محرم و نامحرم و حجاب را رعایت می کنند یا نه،
فَإِنَّمَا عَلَیْکَ تَطْهِیرُ مَا ظَهَرَ لَکَ، آن عیبی که آشکار شد، آن گناهی که آشکار شد بر توست که تطهیرش کنی. وَاللهُ یَحْکُمُ عَلَى مَا غَابَ عَنْکَ، خدا قضاوت می‌کند و حکم می‌کند، بر آن عیوبی که پنهان از تو است، فَاسْتُرِ الْعَوْرَهَ مَا اسْتَطَعْتَ، پس تا می‌توانی عیب را بپوشان و عیب پوشی کن، یَسْتُرِ اللهُ مِنْکَ مَا تُحِبُّ سَتْرَهُ مِنْ رَعِیَّتِکَ، تا خدا بپوشاند آن‌ عیبی را که دوست داری از رعیت پنهان بماند.
اگر آبروریزی کنیم، خدا آبروی خودمان را هم خواهد برد، اما اگر تحمل بکنیم آبروی خودمان هم حفظ می‌شود. الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُیُوبِ، این سخن حضرت است، شما تحمل بکنید، عیوب شما در قبر می‌ماند‌. وگرنه از توی قبر هم عیب تان را در می‌آوردند، از هر جا که باشد عیب درمی‌آورند!

. نهی از تجسس و حفظ حریم خصوصی: درسی از ماجرای عمر

ابن ابی الحدید می‌گوید: عمر گاهی وقت‌ها شب‌ها پاسبانی می‌کرد، می‌رفت بیرون ببیند چه خبر است. یک شب صدای مرد و زنی را در خانه‌ای شنید، شک کرد، از دیوار خانه بالا رفت! دید ظرفی شبیه ظرف خمر هم کنار آن هاست. حالا از دیوار خودش را کشیده بالا و نگاه می‌کند، و می گوید: فکر کردید خدا همیشه ستاری می‌کند که گناه می کنید!؟ آن مرد هم اینطور جواب او را داد و گفت: اگر یک خطا کرده باشم، که معلوم هم نیست. اینکه شما یک ظرف دیدید، ثابت نمی‌شود که این جا شراب است و ما هم شراب خورده ایم! حال فرض می‌گیریم که ما یک خطا کردیم، اما تو که سه تا خطای حتمی کردی! ما یک خطای احتمالی که ثابت هم نمی‌شود، ولی تو ۳ تا خطای حتمی کردی!
مگر قرآن نگفته، وَلَا تَجَسَّسُوا، چرا جاسوسی می‌کنی!؟ مگر قرآن نگفته، وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها، از درب وارد خانه بشوید چرا از دیوار می‌آیی!؟ مگر قرآن نگفته، فَاذَا دَخَلْتُم بُیُوتَاً فَسَلِّمُوا، هر وقت وارد خانه ای شدید سلام بکنید، شما چه سلامی کردید!؟ حتی باید می‌گفت قرآن مگر نگفته، یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا،

ناامنی ایجاد نکنید؟ باید اول انس و محبت ایجاد بشود، بعد داخل بروید.
بعد گفت، جناب عمر، شما می‌خواهید ما را مواخذه کنید عیب ندارد ، ما هم همه جا می‌رویم و می‌گوییم! گفت نه شما نگویید، ما هم نمی‌گوییم! پس بنابراین عیب‌گیری نکنید تا عیب شما را نگویند.

گماشتن جاسوس فقط بر عملکرد مسئولین نه بر زندگی خصوصی مسئولین ونه بر مردم!
یعنی جاسوس برای مسئولیت شان باشد نه در امور زندگی شان، به زندگی خصوصی آنها کار نداریم. نه اینکه همین‌طور بیایند، جاسوسی کنند، خبر بدهند. دروغ‌گوها بیایند بگویند وپدرسوخته‌ها بخواهند بگویند، این‌ها هم بخواهند گوش کنند.

نتیجه‌گیری :
زمامداران عادل باید از هرگونه تجسس و عیب‌جویی در زندگی خصوصی مردم بپرهیزند و با عیب‌پوشی و حفظ آبروی رعایا، به آنان امنیت و احترام ببخشند.” این رویکرد نه تنها جامعه‌ای سالم‌تر می‌سازد، بلکه آبروی خود حاکمان را نیز در نزد خداوند و مردم حفظ می‌کند. تجسس، نه تنها اخلاقی نیست، بلکه زیر پا گذاشتن صریح دستورات قرآنی و نابودکننده اعتماد عمومی وباعث ریزش مردم از حکومت است.

نظرات بینندگان:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *