. جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵

کد خبر: 129240 تاریخ انتشار : چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ | ۲۰:۲۳ ب٫ظ

معمای «جنوب» در سپهر سیاسی کرمان؛ چرا مرعشی و بزرگان استان، جنوب را فراموش کردند؟/اسلام نیک‌نفس دهقانی

نگاهی به گره‌های تاریخی توسعه نیافتگی جنوب استان کرمان و نسبت آن با تصمیم‌گیران ارشدکمتر فعال سیاسی و اجتماعی در پهنه استان کرمان یا حتی سطح ملی وجود دارد که نام «سید حسین مرعشی» را نشنیده باشد. چهره‌ای برآمده از رفسنجان و خاندان نام‌آشنای هاشمی، دانش‌آموخته اقتصاد، از پایه‌گذاران جهاد سازندگی کرمان، استاندار ادوار، نماینده […]

نگاهی به گره‌های تاریخی توسعه نیافتگی جنوب استان کرمان و نسبت آن با تصمیم‌گیران ارشد
کمتر فعال سیاسی و اجتماعی در پهنه استان کرمان یا حتی سطح ملی وجود دارد که نام «سید حسین مرعشی» را نشنیده باشد. چهره‌ای برآمده از رفسنجان و خاندان نام‌آشنای هاشمی، دانش‌آموخته اقتصاد، از پایه‌گذاران جهاد سازندگی کرمان، استاندار ادوار، نماینده دو دوره مجلس، رئیس دفتر رئیس‌جمهور، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و از ارکان اصلی حزب کارگزاران سازندگی؛ کارنامه‌ای پررنگ که او را به یکی از معماران اقتصادی و سیاسی کرمانِ پس از انقلاب تبدیل کرده است.

مرعشی در طول دهه‌های گذشته نشان داده که به هر حوزه‌ای وارد شده، از خود اثری برجای گذاشته است؛ از خلق برندهای بزرگ اقتصادی و زیرساختی در مرکز استان تا احیای منطقه اقتصادی ارگ جدید بم و ردپاهایی در رفسنجان، سیرجان و سایر نقاط. اما در میان این جغرافیای متراکم از کار و توسعه، یک علامت سؤال بزرگ همواره در ذهن مردم نجیب هفت شهرستان جنوبی استان کرمان بی‌پاسخ مانده است: چرا نگاه توسعه‌گرای مرعشی و سیاستمداران تراز اول کرمان هیچ‌گاه از گردنه سربیژن و گدار مرغک فراتر نرفت؟

پیوند دیرین با جنوب و گسستِ پس از قدرت
تناقض اصلی آنجاست که شروع فعالیت‌های انقلابی و جهادی حسین مرعشی (به همراه چهره‌هایی چون اسحاق جهانگیری) در نخستین روزهای پس از انقلاب، از همین دشت‌های حاصلخیز و مردمان گرمابه‌ودست‌جنوب، به‌ویژه منطقه جیرفت آغاز شد. اما گویی با چشیدن طعم قدرت و قرار گرفتن در مناصب عالی تصمیم‌گیری کشور و استان، نگاه‌ها تغییر کرد و جنوب کرمان در اولویت توسعه قرار نگرفت.
البته مرعشی در پاسخ به این نقدها و دلگیری‌های تاریخی، بی‌تفاوت نبوده است. او در محافل گوناگون، از جمله در دیداری در تهران در پاسخ به گلایه شادروان مهندس رئیسی‌نژاد ، این عدم توفیق را به مخالفت‌های سرسختانه و تاریخی مرحوم حجت‌الاسلام علی زادسر (نماینده ادوار جیرفت) پیوند زد. مرعشی با شاهد گرفتن چهره‌هایی چون آقای علیداد تراب تعریف کرد که در دوران ریاست دفتر رئیس‌جمهور، طرحی کلان و هم‌سنگ با «منطقه اقتصادی ارگ بم» برای جیرفت آماده کرده بود، اما با نطق‌های آتشین و مخالفت تند زادسر در تریبون مجلس مبنی بر اینکه «قصد غارت جیرفت را دارند»، طرح را متوقف کرد.
با این حال، برای مردم جنوب که سال‌هاست گرد محرومیت و کمبود صنایع تبدیلی و فرآوری، داغی بر پیشانی‌شان است، این خاطرات و ارجاع دادن به اصطکاک‌های خطی و جناحی گذشته، التیامی بر زخم کهنه توسعه‌نیافتگی نیست. توسعه اگر با اراده‌ای پولادین و نگاهی فراجناحی همراه بود، نباید قربانی مخالفت یک چهره سیاسی محلی می‌شد.

از مناصب استانی تا مسئله استان شدن جنوب
دامنه گلایه‌ها فراتر از مسائل زیرساختی است؛ در حوزه کادرسازی و توزیع سرمایه انسانی نیز این گله‌مندی به قوت خود باقی است. در دهه‌های اخیر، در بزنگاه‌هایی که صحبت از سپردن سکان استانداری یا معاونت‌های استانداری به چهره‌های شایسته و توانمند جنوبی به میان آمد، همواره زمزمه‌ها و نقل‌هایی از مخالفت تلویحی چهره‌های اثرگذار مرکز استان، به‌ویژه شخص مرعشی، به گوش می‌رسید با این پیش‌فرض نانوشته که: «انتخاب استاندار از جنوب به صلاح نیست». هرچند ممکن است برخی از این نقل‌ها شفاهی و تاییدنشده باشند، اما هیچ‌گاه موضع شفاف و اطمینان‌بخشی نیز از سوی بزرگان سیاسی برای رد آن صادر نشد.

در مسئله دیرینه و مطالبه عمومی مردم منطقه مبنی بر «تشکیل استان کرمان جنوبی» نیز رفتار سیاسیون مرکز و شمال استان، از جمله مرعشی، در بهترین حالت مبهم و در پشت‌پرده همراه با نوعی مخالفت ضمنی بوده است.

مقایسه‌ای معنادار؛
چرا مرعشی در دل جنوبی‌ها جای دارد اما جهانگیری نه؟
نکته شگفت‌انگیز و جامعه‌شناختی در این میان، پیوند عاطفی و رفتاری جامعه جنوب با مرعشی است. در مقایسه‌ای ملموس، اسحاق جهانگیری که سال‌ها ردای نمایندگی جیرفت را بر تن داشت و چهره‌های جنوبی را به نام و نشان می‌شناسد و با آن‌ها زیسته است، در بالاترین سطوح اجرایی (معاون اولی رئیس‌جمهور و وزارت) هیچ ردی از تعلق به خاستگاه نخستین خود بروز نداد. از همین رو، مردم جنوب هم سال‌هاست هیچ توقعی از او ندارند و به یادش نیز نمی‌افتند.
اما ماجرای مرعشی متفاوت است؛ او با وجود آنکه کرمانی/رفسنجانی است و نه جنوبی، همواره ارتباط انسانی و دسترسی‌پذیری خود را با مردم و سیاسیون جنوب حفظ کرده است. مردم باصفا و بامعرفت جنوب نیز این در دسترس بودن و پیگیری‌های گهگاه و موردی مشکلاتشان را به پای مرام و معرفت او نوشته‌اند و علی‌رغم نبود خروجی ملموس اقتصادی، در آوردگاه‌های سیاسی از جان برای او مایه گذاشته‌اند. هرچند تلاش‌های متأخر او برای گره‌گشایی از صنایعی نظیر لاستیک بارز و پتروشیمی جنوب نیز به واسطه دوری از کانون‌های قدرت به فرجام روشنی نرسید.

ریشه‌یابی یک بی‌مهری فراگیر
بی‌انصافی است اگر بار تمام این کم‌توجهی‌ها را صرفاً بر دوش حسین مرعشی بگذاریم. واقعیت تلخ این است که رویکرد بی‌اعتنایی یا توسعه نامتوازن، خصیصه غالب ساختار مدیریتی و سیاسی شمال استان در دهه‌های اخیر بوده است. نوعی نگاه «مرکز–پیرامون» که گویی توسعه را تنها حق خط راه‌آهن، سرچشمه، گل‌گهر و دشت‌های پسته می‌دانست و سهم جنوب را تنها کشاورزی فصلی و پرریسک.

جالب‌تر آنکه، ایجاد ادارات کل مستقل در جنوب استان که قرار بود مرحمی بر فاصله مسافتی و بروکراسی عریض و طویل باشد، تا حدودی کارکردی عکس پیدا کرد؛ این اقدام دستاویزی شد تا مدیران کل و سیاسیون مستقر در کرمان، خود را از هرگونه تعهد و پیگیری ملی برای جنوب معاف بدانند و آخرین پیوندهای ارگانیک مدیریتی نیز کمرنگ شود.
کلام آخر: زمان بازتعریف نگاه بزرگان به جنوب
جنوب استان کرمان دیگر جنوبِ ابتدای انقلاب نیست؛ امروز این منطقه سرشار از نیروهای نخبه دانشگاهی، جوانان متخصص و پتانسیل‌های بی‌بدیل معدنی، کشاورزی، ترانزیتی و ژئوپلیتیک است. اگر حسین مرعشی و سیاسیون متنفذ استان به دنبال ماندگاری نام نیک و پیوند راستین توسعه با مفهوم «عدالت سرزمینی» هستند، وقت آن رسیده است که نگاه به جنوب را از دایره «حمایت‌های فردی و سیاسی» به «سرمایه‌گذاری کلان، باور به مدیریت فرزندان جنوب و حمایت صادقانه از پیشرفت و استقلال ساختاری این خطه» تغییر دهند. جنوب، دین خود را به انقلاب و تاریخ کرمان ادا کرده است؛ اکنون نوبت بزرگان استان است که حق این دشت حاصلخیز و مردمان صبورش را بازپس دهند.

نظرات بینندگان:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *