. جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷

کد خبر: 32266 تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۴:۲۷ ب٫ظ

 فصل خُمین در رودبار و جنوب کرمان / بقلم دکتر چگین

از دیر باز «خُمین»موعد مهمی برای مردم رودبارزمین به حساب می اومده و خرما به نوعی ذخیره اطمینان بخشی برای زمستان بوده و «مُگ» سند نانوشته مالکیت یک خانواده به حساب می اومده و هرچه تعداد آن بیشتر بود قدرت بیشتری به مالکش میداد و اکثرا چند «بُن مُگ» از «باییگ» مون در «بارگاه» و«زِر» […]

از دیر باز «خُمین»موعد مهمی برای مردم رودبارزمین به حساب می اومده و خرما به نوعی ذخیره اطمینان بخشی برای زمستان بوده و «مُگ» سند نانوشته مالکیت یک خانواده به حساب می اومده و هرچه تعداد آن بیشتر بود قدرت بیشتری به مالکش میداد و اکثرا چند «بُن مُگ» از «باییگ» مون در «بارگاه» و«زِر» به ارث برده ایم.

 

به رسم نوع دوستی آنان که داشتند خرما را در «پَریگ» به نیت «بَش کوم و همسایه خو بهلین» ذخیره میکردند، چه بسا خانواده هایی قوت اصلیشون «نون ماست»بود که با خرما«گُر و گُر» میگرفتن به انضمام محصولاتی که از خرما فرآوری میشد شامل: «چَنگال، سُمُنوک، مَدَر، حلوا کَندی، مُستوک و…». با«پرند» و مسلح به «کَجَک و داس» جهت «سیح پَنگ» سر نخل میرفتن سپس «مُگ یَوار» شروع میشد که «نَر» های خشک رو میذاشتن توی«حوش»، با بزرگتر شدن «خَمَل» ها موعد «گُور بستن» آغاز میشد، رنگ گرفتن «کُنگ»و به دنبالش رطب شدن آن جهت مصون ماندن از دست «چُگوک» ها لازم بود که از «سُنْد» استفاده بشه.

 

داستان «خرماچنی» هم که قبلا شرح داده بودم .کم کم مسیر کشاورزی از کاشت گندم با«یو روخونه» به سمت «یو دادن» با «دول» برای نخلستان های کوچک در حال کشت تغییر کرد. تکنولوژی موتور پمپ با «دیکو» به رودبارزمین اومد و اومدن موتور «لیستِر» یه تحول به حساب می اومد.

پس از آن شاهد ورود «پلاکستان۲۶»، «یانمارک» و در ادامه «بنزو پِرکنز» بودیم.

 

کم کم نخلستانهای برافراشته اقتدار و توانایی خاک رودبارزمین را نشان دادند و خرما شد اقتصاد اول منطقه، تا به خودمون اومدیم هر ۵۰۰متر یک موتور زده شد و آب زیرزمینی را تا تونستن «چوشیدن» و از موتور توچاهی رسیدیم به «۳۰شاخ لوله» و سدجیرفت هم در نفوذ هر چه بیشتر سفره های زیر زمینی نقش عمده ای داشت و حقآبه «جاز» هم کم کم فراموش شد.

 

با رونق اقتصاد خرما مثل همیشه «پیله ور»ها بازار را دست گرفتن و گاها «سلف خری» هم میکردن (البته پیله ور با انصاف هم کم نداشته و نداریم) و مثل همیشه کشاورز بیچاره اسیر دست دلال های «خدا وَر بَج»شدند و حاصل سالها زحمت و سختی به کام دلال ها شد، در این بین سازمانهای دخیل با قیمت گذاری های غیر واقعی روز به روز کشاورز را فلج تر کردند و با خشکسالی گسترده اکثر نخلستانها خشکیدند برخی کشاورزان از فرط بدهکاری و عصبانیت عامدانه همان«چُر چُرَک» آب را هم از درخت ها دریغ کردن و خودشون هم پی کارگری عازم کیش و ابوموسی و… شدند.

 

این روزها با افزایش کیفیت جمع آوری و بسته بندی به دلیل نبود اتحادیه جهت نرخ گذاری خرما و تفاوت فاحش نرخ آن با خرمای بم (هرچند کیفیت خرمای بم را ندارد) دلال ها خرمای ما را به نرخ پایین خریده و در سردخانه های بم ذخیره و به چند برابر قیمت میفروشند.

 

به امید احیای دوباره نخلستانهای سرسبز رودبارزمین و برگشتن همه کشاورزان سابق به زمین های پر برکت این دیار.

 

دکتر مهدی چگین، مرداد ۹۷

 

نظرات بینندگان:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شانزده − پانزده =