. پنج شنبه ۳ مهر ۱۳۹۹

کد خبر: 44487 تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۷:۴۰ ب٫ظ

زندگینامه معلم اخلاق و حقوق ، زنده یاد اصغر گیلانی پور

زنده یاد اصغر گیلانی پور در سال ۱۳۱۵ در خانواده ای مالک و زمین دار در جیرفت زاده شد و در خردسالی پدر و مادر خود را از دست داد و دایی اش سرپرستی او و اموالش را برعهده گرفت.در سال ۱۳۳۲ دیپلم گرفت و در رشته حقوق دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد و […]

زنده یاد اصغر گیلانی پور در سال ۱۳۱۵ در خانواده ای مالک و زمین دار در جیرفت زاده شد و در خردسالی پدر و مادر خود را از دست داد و دایی اش سرپرستی او و اموالش را برعهده گرفت.در سال ۱۳۳۲ دیپلم گرفت و در رشته حقوق دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد و سالها به عنوان دبیر دبیرستان امیر کبیر و مدیر دبیرستان دهخدا مشغول به تدریس شد و تقریبا همگی دانش آموختگان پیش از انقلاب شاگرد او بوده اند و از او علم و ادب و اخلاق آموخته اند. هنگامی که دانش آموزانش را به دوستان معرفی می کرد ، می گفت با فلانی همکلاسی بودیم ولی من این طرف نیمکت بودم وایشان آن طرف نیمکت !

تا سال ۱۳۵۸ وظیفه معلمی را بر عهده داشت ، ولی شرایط حاکم بر آموزش و پرورش پس از انقلاب را تاب نیاورد، چون از نظر او نه آموزشی در کار بود و نه پرورشی ، به ناچار مانند بسیاری از همکاران خود ، بدون توجه به پیشینه معلمی ، آموزش و پرورش را رها کرد و بعنوان وکیل دادگستری حق جویان را راهنمایی کرد و جدید ترین کتابهای حقوقی و قوانین را برای قضات و وکلا و دانشکده حقوق دانشگاه آزاد جیرفت هدیه می داد تا ابزار تشخیص عدالت را در دست داشته باشند.

در سال۱۳۴۶ در تهران ازدواج کرد و در سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳ و در دوره ای پس از جنگ و بمب بارانهای تهران همراه با همسر و دو دخترش که هم اکنون هر دوی آنها و همسران آنها پزشک واستاد دانشگاه هستند ، در شهر جیرفت ساکن بود.

مدرسه راهنمایی گیلانی پور در خیابان کشاورزی جیرفت را به فرزندان جیرفتی اهدا نمود ولی پس از انقلاب چندین سال نام گیلانیپور از تابلو مدرسه برداشته شد و بر آن نام دیگری نقش بست و سرانجام با طرح دعوا در مراجع قضایی ، دوباره نام گیلانی پور را آذین بخش مدرسه نمود و هر ساله به این مدرسه کمک مالی می کرد.

در هیچ نشستی نبود که از دوران معلمی و روزهای اولیه ساخت شهر جیرفت وجریانهای سیاسی سالهای پس از انقلاب و … داستان دلنشینی را تعریف نکند و خاطرات سالهای دور و داستانهای تاریخی را بازگو نکند . همیشه کتابهای ادبی و تاریخی را دم دست داشت و برای دوستان می خواند و واژه های دشوار و دور از ذهن آن را معنی می کرد .

از اعضای کارگروه حقوقی کمپین هلیل و جازموریان و مخالف سدسازی و انتقال آب سرشاخه های هلیل رود به کرمان بود.

بسیار میهن دوست و آزاده بود و غم بحرانهای ایران و نابخردی و قانون ستیزی مسئولین خاطرش را آزرده میساخت .

عشق و علاقه فراوان به جیرفت و جنوب داشت و هرگاه به جیرفت می آمد نزدیک یکماه اقامت می گزید و محور گردهمایی دوستان و ملجا و پناهگاه بی پناهانی بود که توانایی گرفتن وکیل را نداشتند .

اتاق جداگانه ای در خانه اش داشت که به عنوان دفتر محل ملاقات او با مردم بود هیچگاه در دفترش کمتر از چندین نفر دیده نمی شد. بسیار شیک پوش و مبادی آداب بود و شخصا پذیرایی از مهمانان را برعهده می گرفت .

جدید ترین کتابهای روز تهران را به دوستان هدیه می داد و عبارات کوتاه “ره آورد تهران” و یا “تقدیم به…” و تاریخ را بر صفحه اول آن مینوشت و امضا می نمود.

شاعر و نویسنده بود، حافظه بسیار قوی داشت و اشعار بلند و حکایات زیادی را برای مهمانان تعریف می کرد و در واقع تاریخ شفاهی استان کرمان بود.

پس از سالها پژوهش در کتابخانه ملی ، با استفاده از منابع تاریخی معتبر ، کتاب (جیرفت در گذر تاریخ) را نگاشت و بیش از ۵۰۰ جلد را به دوستان و موسسات آموزشی هدیه داد.

ماههای اخیر از دیسک کمر و ناراحتی ریوی رنج می برد و سرانجام در صبحگاه ۱۵ شهریور سال ۱۳۹۹ همراه با بازگشایی مدارس و رفتن کودکان به مدرسه ، روح پاکش پر کشید و آسمانی شد و در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۰ کالبد خاکی اش در قطعه ۲۵۰ بهشت زهرای تهران آرام گرفت و جزئی از خاک پاک ایران شد.”روانش شاد و یادش گرامی”۲۰_۶_۱۳۹۹فرود رفعتی

نظرات بینندگان:

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × سه =